یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۲۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۶ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۰۸

مناجات آخر سال

خدایا از تو میخواهم مرا یاری کنی تا خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنم

خدایا یاری ام کن ببخشم کسانی را که جواب خوبی هایم را با بدی دادند

خدایا کمک کن تا دلم را خالی کنم....

خالی از هرچه کینه و ناراحتی

خالی از هر چه غیر توست...

خدایا ببخش بخاطر تمام لحظاتی که بدون یاد تو سپری شد

دگر نمیخواهم بدون تو باشم...

خدایا کمک کن تا در سال جدید یک قدم به تو نزددیک تر شوم

چرا که خود فرموده ای اگر یک قدم به سمت من بیایی من ده قدم به سمت شما می آیم

یک قدم ما کجا و ده قدم تو کجا؟!

#آدم_شدنم_آرزوست

#عبد_بودنم_آرزوست


۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۵

خاطرات چهارشنبه سوری

اول دبیرستان بودیم بعداز ظهری بلند شدیم رفتیم مدرسه

6تا دختر دراز و کوتاه لاغر و تپل قد بلندترینشون من :) خلاصه رفتیم و مدیر مدرسه جلوی در بود گفت گمشید برید خونه تا نترکیدید!!!

ما هم مثلا سرمون و انداختیم پایین که بریم خونه

رفتیم خیابون گردی یه پسری لبه ی جوب  وایساده بود طوری که یه پاش اینور جدول یه پاش هم اونور جدول من هم یه سیگارت انداختم تو جوب 

پسرها خنده کنان که هههههه ضایع شد

به همون نور سیگارت قسم ترکید و آب جوب تا سر پسره اومد بالا

ماهم خنده کنان رد شدیم....

موقع برگشت یکی از دوستان رفت تو کوچه (قرار داشت)اون موقع قرارا تو کوچه بود😂

دیدیم پسره یه قابلمه آب جوب پر کرده بریزه سر من!!!!

یا ابالفض من نبودم گفت چرا تو درازی تو بودی=)) گفتم بابا اون کوتاهه انداخت رفت تو اون کوچه از ترسش

پسر هم با قابلمه رفت به سمت کوچه

دیگه از دوستم نپرسیدم که چی شد

ما هم با سرعت جت عبور کردیم و رسیدیم به خیابون شلوغ

نزدیکای خونه نرگس زیر پای یه پیرمرد سیگارت انداخت تکون نخورد دیگه 

من هی رفتم و برگشتم دیدم همونطور مونده پیرمرده!!!!

کابوس شبهام بود...

خداروشکر زنده موند و

 امسال فوت کرد خدا بیامرز....

دیگه بعد اون سال هیچی ننداختم

انگار هرچیزی زمانی داره!!!!!!!!!!!

گاهی به گذشته خودم که فکر میکنم از خودم خجالت میکشم من بودم واقعا=))؟؟؟!!!!


۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۴۰

از لاک جیغ

از لاک جیغم تا خدا رسیدنم رو 

مدیون اونیم که دنیام و عوض کرد.....

من کجا و شما کجا؟؟

فقط نمیدونم چطور شد دلم به دلشون گره خورد....

پ ن:به آنانان که در راه خدا کشته شدند مرده نگویید آنها زنده هستند و شما نمیدانید...

اولین آیاتی که حفظ کردم...

پ ن2:تصویر هم مربوطه به معراج شهدای تهران

خواهش نوشت:دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۲۹

حسادت

میگم من واقعا به هیچکس حسادت نمیکنم

میگه همه ادما تو وجودشون حسادت هست

میرم تو فکر....واقعا تا بحال به کسی حسادت نکردم...

گاهی فکر میکنم اگه برادرشوهر زن بگیره بهش حسادت کنم اگر برای اون بیشتر خرج کنن!

بعد پیش خودم میگم نه بابا چیکار دارم!

واقعا هیچی اندازه شادی آدم ها شادم نمیکنه

همه چی تو وجود انسان هست ،خودش نباید بال و پر بده به خیلی چیزها

خدارو شاکرم که به حسادت هیچوقت بال و پر ندادم.

شاید گاهی یه لحظه غبطه خورده باشم به کسی ،به یه ادم خیلی خیلی موفق اما شاد شدم از جایگاه اون فرد و براش خوشحال شدم

گاهی باید بخاطر بعضی نداشته ها خداروشکر کرد

خدایا شکرت

۲۱ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۲

داشته هایم

گاهی باید بنشینی و فقط به داشته هایت فکر کنی...

چشم هایت را ببندی...

نفس عمیق....

آه...

گل نرگس های خشکیده 
من یاد تو می افتم...

کاش بودی

پ ن:اللهم عجل لولیک الفرج...





۲۱ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۶

میرزا


تاثیـر زبان اینه ڪه اگر چهـار مرتبه بگی بیچـاره‌ام و عادت ڪنی، اوضـا خیلی بـی‌ریخـت میشه...

 

همیشہ بگو الحمدلله الهی‌شڪر بلڪه بتونی دلـت رو هم بـا زبـانت همـراه ڪنی.


اگر پکر هستی، دو مرتبـه همـراه با دلـت بگو #الحمـدلله ، اونوقـت غمت رو از بیـن می بـره...


#میـرزا_اسماعیل_دولابـی


همه باهم بگیم الهی هزار مرتبه شکر به نعمت هایی که داریم فکر کنیم

پ ن2:آ میرزا عشق منه.

۲۰ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۸

دوست وبلاگی

هنوز هم هستن تو این دنیا آدم هایی که بوی ناب میدن

فاطمه یکی از اونهاست😍😍😍

دوست وبلاگیم

هدیه ای که برای تولدم فرستاده بود به دستم رسید و ذووووق مرگ شدم

یه آدم چقدر میتونه مهربون باشه اخه؟!

ممنونم ازت فاطمه ی عزیزم،دختر دوست داشتنی

اولین هدیه تولدم و از فاطمه دریافت کردم

ای خوب تر از خوب تر از خوب تر از خوب

پ ن:آدرس وبلاگش رو تصویره!!!!

یه دنیا ممنونتم دختر

تنهاخیر بیان برای ما پیداکردن دوستای ناب بود😍دخترایی از جنس عشق

۱۹ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۵

برای فرزندم

سلام عزیز دل مادر

چند وقتیست ذهنم را به خود درگیر کرده ای

دلم میخواهد از خدا تو را بخواهم

دستانم خالیست

میترسم روزی بگویی اگر دستت خالی بود چرا مرا آوردی

راستش من تو را از خدا میخواهم

خودش اگر صلاح بداند میدهد

نگرانیه من به ثروت نداشته ام نیست

نگران تربیتت هستم

باز تربیتت را به خوده خدا میسپارم

تو را از خدا میخواهم و تمام امور را به خودش واگذار میکنم

از خداوند میخواهم مرا در مسیر تربیت راهنمایی کند

میتوانم الان به دانشگاه بروم و درس بخوانم و برای خودم کسی شوم

و یا وارد بازار کار شوم و از جوانی ام لذت ببرم

اما حالا که جوانم و انگیزه دارم دلم میخواهد تو را بخواهم

برایت زندگی کنم و امید زندگی ام شوی

کنار هم به آرامش برسیم

مادرانه هایم را با تو بسازم

من تو را نه برای خودم که برای خدا میخواهم

نمیخواهم هم بازیه من شوی در غربت و یا یار شبهای تنهایی ام شوی و یا عصای پیری ام شوی

تو را میخواهم که عبد خدا شوی

شهید راه خدا شوی

تو را برای خدا میخواهم

خدایا از تو میخواهم....



۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۳۸

روز زن

 

من یک زنم ، پس روززن برمن مبارک 

 

امور خانه را مدیریت میکنم پس روز مدیر بر من مبارک 

بر بالین عزیزان درد مندم بیدارمیمانم و دردهایشان را مرحمم ،پس روز پزشک برمن مبارک .

برای راحتی زندگی خانواده ام میسازم آنچه که نیست و خلق میکنم آنچه که مایع آرامششان هست ،پس روز مهندس برمن مبارک .

می آموزم درسهای زنگی را با تمام وجود ،با مهربانی ،با صبر و تحمل و امید ،پس روز معلم بر من مبارک.

می جنگم با هر پلیدی که خانواده ام را تهدید کند. پس روز پلیس بر من مبارک .

حریم زندگیم را ، حرمت خود و خانواده ام را پاسبانم ،پس روز مرزبانان نجیب و صبور بر من مبارک .

 

دسته گلی به خودم تقدیم میکنم چون یک زنم با یک عالمه عشق نه ، وظیفه...

 

 

 

 

کلیپ حجمش کمه تبریکات فراوان آلاء دوست داشتید ببینید

۱۷ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۴۹

شب نوشت های بی پایان

حال آلاء به روایت تصویر

فقط خودت میتونی آرومم کنی

                       خدا

دل میسپارم به تقدیرت از صمیم قلب میگم راضی ام به رضایتت

خدایا هوای زندگیمون و داشته باش..

                         ذکر یونسی

  چقدر آروم میشم با این ذکر ای خدایی که یونس نبی و تو دهن نهنگ سالم نگه داشتی مارو هم تو این جامعه فاسد سالم نگه دار از ما و نسل ما گزندی به دینت وارد نکن

خدایا در پناه خودت هممون و محفوظ بدار...

اللهم عجل لولیک الفرج

۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۷

برابری حقوق زن و مرد

زن

واژه ی به ظاهر ساده و باطن پیچیده

پشت این دو کلمه یک دنیا نهفته...

بیایند و بگویند برابری حقوق زن و مرد 

از نظر من هیچ مردی به پای زن نمیرسد....

ارزش یک زن خیلی بالاتر ازاین هاست...

از همان روزی که برابری حقوق زن و مرد را چماق کردن روی سرمان زن ها را بیچاره کردند

بگذارید در دنیای زنانه خودمان غرق باشیم و لذتش را ببریم...

پ ن:برج میلاد برای روز زن مراسم گرفتن و زن ها رقاصه های مجلس بودند...

چه میکنی با خودت بانو؟!!!!!!

دلمان پر از درد است....

۱۶ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۳۰

اختتامیه

آخرین پسته🙈

فکر میکردم امروز خیلی تنها باشم 

اول که همیشه میگم خدا هست و خداهست و خدا هست

بچه های بیان از هر حقیقی ای حقیقی ترن

زیتون ،اردیبهشت برام پست گذاشتن و تبریک گفتن فووووق العاده خوشحال شدم

تبریک های تک تکتون تو پست های رگباری ای که گذاشتم

فاطمه آدرسمو خواست خواست برام چیزی پست کنه فوووووق ذوق مرگی 

همیشه ارزوم بود پستچی در بزنه و با من کار داشته باشه

خیلی خیلی خیلی دوستون دارم

ممنونم از تک تکتون 💜💜

هزرررچی آرزوی خوب مال تک تکتون

الهی همگی مشرف بشیم کربلا

الهی جشن ازدواج مجردا

قبولی کنکوری ها

فرج امام زمان هم راس حوائج همه....

مرسی که هستید

پ ن:یکی ضدحال زد که بعدا مفصل راجبش حرف میزنم.

۱۵ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۵۹

یه دیقه بیاید

یکی از دوستان گفت برای اینکه نویسنده بشیم باید روزی چندتا کلمه؟؟؟1000تابود؟

خلاصه گفت باید بنویسید دیگه

منم دوتا پست تولد گذاشتم خواستید با دمپایی بیفتید دنبالم

تولده خودمه دوست دارم شاد باشم😂

کسی که برامون جشن نمیگیره خودمون حق نداریم تو وبمون برا خودمون جشن بگیریم؟؟؟

خواستم بگم تولدم مبارک. (از خنده میمیریم)

عرضی نیست:|


حالا میتوتید برید😊

فقط یادتون باشه هربار این درو محکم نبند نرو)

در و آروم ببندید:)

۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۳۸

تولد داریم چه تولدی

سلاااام دوستان

تولدم و به همتون تبریک میگم

برگزیده ترین مخلوق پا به جهان گشوده

میلاد فرخنده تابناک خانم آلاء یراحی و به همه دوستان و نزدیکان تبریک عرض نموده😍😍

شما ها چقدر سعادت دارید که با من آشنا شدید😍😍😍😍

لی لی لی لی لی تولد تولد تولدش مباااارک

کادوهارو روکنید وعده و عید پذیرفته نیست

آدرس و میدم یا حضوری تشریف بیارید و یا پست کنید

تو شیشه بندازید بیاد دریا برم بردارم😍😍😍

پ ن:تولد خودمه دوست دارم اینجوری تبریک بگم دیوونه ام خودتونید:))

پ ن2:نذارید بگم روز درختکاری هم به مناسبت تولد من نامگذاری کردن

سبز سبززززم ریششششه داااارممممم...

روایت داریم بدون من زندگی معنی نداره(روایت از خودمه)

این کلیپ هم هدیه من به شما ،سرکوچمونه

حجم کلیپ1مگابایته 10ثانیست ،دانلود کنید کیف کنید.heartwink

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۶

پست تولد

سلاام دوستان 

از تک تکتون ممنوووونم

پست قبل ویرایش شد

اگر دوست داشتید بخونید:)

2تا قرص خواب خوردم زودتر بخوابم و فردا هم کلا خواب باشم چیزی نفهمم زود تموم بشه

ممنون که امشب بودید و خوشحالم کردید😢

تولد

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۲۶

تبریک

مریم برام نوشت
مرسی که اومدی تا 19 سال ¹کنار خودم داشته باشمت. تولدت مبارک عزیزدلم
تولدت مبارک رفیق...
نوه های عزیزمون تو گروه برام تبلدت مبالک خوندن و تبریک گفتن...
یکی از دوستان بیان منو خواهرش خطاب کرد و بهم تبریک گفت😍
و تبریک ها و ارزوهای دوستای خوب بیانیم تو نظرات
ولی اونی که باید این لحظه رو تبریک بگه سکوت کرده😢
مگه ادم سالی چندبار متولد میشه....
خیلی بی احساسی....نامرد.
¹:عمر رفاقتمون
آلاء
۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۸

تولد 25سالگی آلاء

از کودکی فقط فوت کردن شمع های تولد را به یاد دارم و عجله برای بزرگ شدن را

وقتی میپرسیدن کلاس چندمی نمیگفتم اول بلکه میگفتم میخوام برم دوم

عجله داشتیم برای بزرگ شدن

آن زمان فکر میکردم اگر18ساله شوم خیلی بزرگ شده ام و دیگر بزرگتر از آن نخواهم شد

مسولیت جفت کردن کفش های مهمان هارا در عید من به عهده میگرفنم و کفش هایشان را پا میکردم و از بزرگ شدنم در چند ثانیه لذت میبردم و خودم را یک خانم بزرگ تصور میکردم 

تمام روزها را با عجله پشت سر گذاشته و شمع های تولد را فوت کردیم 

و به18سالگی رسیدیم....

اگر میدانستم بزرگ شدن انقدر تلخ است در همان کودکی میماندم...

هیچکس معنی واقعی زندگی را برایم نگفت.در فیلم ها هم فقط میدیدم ادم ها که بزرگ میشوند عاشق میشوند و ازدواج میکنند و مادر میشوند و میمیرند...

من هم عاشق شدم....شکست خوردم،خورد شدم...هنوز زنده ام.

روزهای خوش کودکی و نوجوانی ام به مفتضح ترین شکل سپری شد!!!

وارد جوانی شده ام و ازجوانی هم بهره ای نبرده ام....

و اکنون که تولد 25سالگی ام را به تنهایی جشن میگیرم و این شمع نیست که آب میشود این منم...

و تمام خاطرات این 25سال جلوی چشمانم مرور میشود...

چشمانم را میبندم و به سپری شدن عمرم فکر میکنم...

تولدت مبارک من:)

۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۲۱

مکعب روبیک

بعضی کارهایی که انجام میدیم خیلی بی فایدست:|

از جمله کارهای بی فایده ای که معتادش شدم درست کردن مکعب روبیک تو کسری از ثانیه

برای خودم زمان میگیرم و روبیک میسازم بعد خودمو تشویق میکنم:))

آخرین بار 59ثانیه بود

دیگه درست نکردم این رکورد تغییر نکنه=))

ولی برای تمرکز حواس خیلی خوبه

روبیک

۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۰

جای خالی

وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا می شوند

که مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای..

 

و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود...

امروز که آن گمشده ها را می بینی

می بینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته

دنیا هم همینطور است...

امروز هستیم، فردا نه!

در نبودمان جایگزینهایی هستند 

که دنیا از حرکت نایستد.

خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد

 

که هیچ تقدیری فاجعه نیست باور کنید


۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۱۵

چشم

به چشم هایم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم 

مرا ببخشید بخاطر نگاه هایی که به نا محرمان انداخته ام 

بخاطر ضعفی که برایتان به وجود اورده ام و از تماشای

نعمت های الهی محرومتان کرده ام:(

و با خودخواهی شما را آزرده ام:(

سعی میکنم بیشتر مواظبتان باشم

خدایا ببخش امانتدار خوبی نبودم


۰۹ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۱

دوستانه های عاشقانه

هوالرفیق

امروز به دیدن مریم رفتم کلی شاد شدم با دیدنش تمام احساسات و خاطرات خوشم زنده میشه و با دیدن تیله های شیشه ای دلم قنج میره

تو خونه مریم کلی وسیله قدیمی و نوستالوژیک هست که حال دل هر بیننده ای رو خوش میکنه:)

و بعد اومدم پیش ساره و موندم برای شام و الان هم پیششم و قسمت جالب انگیزناگش اینجاست که هنوز مامانم خبر نداره قرار شب و اینجا بمونم

ساره هم از اون خوبای روزگاره الانم هرکس سرش تو گوشیه من و ساره و صحرا قرار بود تا صبح قش قش بخندیم...

فعلا که اوضامون اینطوره

خدایا بخاطر همه روزای خوب شکرت .

پ ن: دوست از اون نعمت های روزگاره

همیشه سعی کنید دوستای زیادی داشته باشید و اونها رو بخاطر خودشون دوست داشته باشید نه بخاطر خودتوت:)

دوستام و دوست دارم بخاطر چیزی که تو درونشونه....هرگلی یه بویی داره

خدایا دوستام و در پناه خودت  حفظ کن....

یا رفیق

یکم کلیه هام اذیتم کرد و سعی کرد که روزمو خراب کنه اما دردش قابل تحمل بود و دندون بر سر کلیه گذاشته و لذت زندگی و بردم 

خداجون دورررت بگررردم

۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۰

شمال

کلاس پنجم ابتدایی بودم😊

تا اون موقع شمال و ندیده بودم،هرسال عید میرفتیم تهران و همدان و نهایت قم و مشهد 

ساره اینا هم هرسال راهی شمال میشدن:)

خیلی دوست داشتم شمال و ببینم و برام تعریف میکردن که تو بلواراش درخت های نارنج و پرتقال داره

دریا رو تو عکس دیده بودم اما نمیتونستم تصور کنم😊 

رویای بچگیم این بود که یه کلبه کوچیک تو شمال داشته باشم یا یه خونه چوبی بالای درخت

وقتی دست به قلم شدم و خواستم نقاشی بکشم دلم میخواست شمال و نقاشی کنم😊

ولی چون درکی نداشتم خودم و جلوی یه درخت پرتقال تصور کردم و نقاشیش و کشیدم

دلم میخواست روبروی دریا بشینم غروب آفتابش و بکشم

فکر کنم 16هفده ساله بودم که با دوستای بابام رفتیم رشت،سمت چمخاله 

چه اشتیاقی داشتم چه لذتی داشت😍

همونجا یه دل نه صد دل عاشق دریا شدم 

گویا دریا هم عاشق من شد و من و کشوند پیش خودش الان همسایه دریا شدم ولی زیاد بهش سر نمیزنم😔

میخوایم کوچکنیم سمت تهران دلم برای عشقم تنگ میشه

دلم میخواد برم یک هفته کنارش باشم

ولی خداروشکر الان یه باغ بزرگ تو همسایگی دریا دارم😊


پ ن:من تا قبل ازدواجم فرق گلستان و مازندران و گیلان و گرگان و نمیدونستم،تازه فکر میکردم گرگان یه شهر کویری و خشک باشه:| جغرافیم صفر بود.کلا همش شمال بود😅

پ ن2:نقاشی هم مربوط به همون 11سالگیه بدونه افکت😊

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۰۸

نقاشی

دلم لک زده برای نقاشی کشیدنام

بعد از اینکه رشته مورد علاقم قبول شدم و نشد برم دیگه اون ادم سابق نشدم:| عکاسی تهران....

کلا عاشق هنرم هیچی اندازه کشیدن یه نقاشی ارومم نمیکرد تو اون اوضاع...

روزایی که برای کنکور میخوندم کلاس های استاد عزیزم که داور بین المللی بود

دستامو قوی کرده بود تو ده دیقه با خط خطی طراحی های خارق العاده ای انجام میدادم:)خودم دوسشون داشتم خو،ولی از نظر مامانم خط خطی بود و 

دیگه شهریه نداد برم کلاس=)گفت میری خط خطی میکنی میای ساعت کلاسمم 6تا8بود زمستونا ساعت8نصف شب محسوب میشد!

دلم دیوونه بازی های هنریمو میخواد:) هر روحی با یک چیز اروم میشه منم با هنر

با هنر میشه به خدا رسید،صاحب همه این زیبایی ها خداست،وقتی به وجد میای بعد از طراحی کردن یه دختر تنها یاد خالقت میفتی که با چه عشقی نقاشیت کرده و داره تماشات میکنه...

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۴۱

روز مهندس

روز مهندس و به معمار قلبم تبریک میگم:)

عشقم اقا مصطفی چمران

شهیدمصطفی چمران:

مى گویند تقوا از تخصص لازم تر است!

آنرا مى پذیرم،

اما مى گویم؛

آنکس که تخصص ندارد و کارى را مى‌پذیرد، بى تقواست...

۵اسفند روز مهندس مبارک 

بیانی های عزیز مهندسا روزتون مبارک

‍ 🔸

۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۹

باز آ

‌انگار همه یادمان رفته
بی تو!
تعادل دنیا،
در نقطه ای فاحش می لنگد...
سلام! بازآ
اللهم عجل لولیک الفرج😢
۰۳ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۲۳

نامه ای به خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

خجالت میکشم از اینکه خود را بنده تو بدانم...

همچون تاجرانم

اگر خواسته هایم را بدهی و دنیا بر وقف مرادم باشد بنده ات هستم

اما اگر آنچه میخواهم نشود 😔

هیهات

شرم دارم از خودم

خجالت میکشم خود را بنده تو بدانم

اما خوف هم دارم 

خوف بندگی شیطان،اگر از تو روی برگردانم شیطان لحظه ای مرا مجال نمیدهد

حب دنیا حب نفس مرا اسیر خود کرده است.

مهربان خدای من

من بارها و بارها از درگهت دور شدم

این توبودی که دست مرا رها نکردی ...

شرمنده تر ازهمیشه به سویت آمدم

اینبار نه چون تاجران چونان عاشقان و دلسوختگان آمدم

از تمام زمینیانت دل بریده و نامیدم

تنها امیدم تویی

قول میدهم بنده خوبی برایت باشم

اگر کاری را بخواهم انجام دهم اول از همه رضایت تو را میسنجم 

اگر برای رضای تو بودانجام میدهم،اگر برای رضای تو نبود انجام نمیدهم

مدتیست وقتی نامت را میبرم حست نمیکنم...

وقتی میگویم خدا تعلقاتم در ذهنم می آید...

خدایا به قلبم بیا و آرامم کن❤️

تکلیف فعلی ام همه کارها برای رضای خدا قربه الی الله

حتی آب دادن به گل های شمعدانی و ریختن گندم برای پرنده ها در فصل سرما

راستی نمک غذاهایم را هم به نیت حضرت زهرا میریزم ببخش بضاعتم کم است...