یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

میدانی جانم

عشق مثل اعتیاد میماند:!!!!!

شاید فکر کنی این اولین و آخرین بار است و اگر نرسیدی و شکست خوردی ترک میکنی و همان آدم قبل میشوی

همانطور که ترک کردن اعتیاد کار به شدت سختیست فراموش کردن یک عشق هم کار راحتی نیست:)

معتاد نشدم اما عاشق شده ام

خوب میدانم که خماری یعنی چه

وقتی شب هنگام یادچشمانش بیافتی و نتوانی کاری کنی

و دیگر چشمانی نباشد که از نگاه کردن به آن سیر شوی...

عاشق گاو پیشانی سفید است!

هرکس قیافه درهم و آشفته ات را ببیند میگوید عاشق شدی؟؟؟؟

و یک بیت از حافظ که همه بالاتفاق حفظیم

آهی از درون....

درد عشقی کشیده ام که مپرس.....

خلاصه که جانم عشق مثل اعتیاده ویرونت میکنه بنیانت و از هم میپاشه...

من اگه بخوام حرفی بزنم و پست و ببندم میگم عاشق نشید!

خواستیدم عاشق بشید با احتیاط عاشق بشید!!!!!!

 پ ن:حالمان خوش نیست در حالت نعشگی نوشتیم پست را!


۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۲۸
آلاء

ارباب شدی که رو به هرکس نزنم....

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین..

چقدر اسمتون زیباست،چه نازنین اربابی دارم😍

میلادتون مبارک آقااااجااااانم

۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۴۵
آلاء

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره دیروز هرطور شده بود اولین جلسه از کلاس حفظ و رفتم

سه روزه سر درد شدید دارم 

نا زندگی کردن و سرپا ایستادن ندارم اصلا

شیطون و لعنت کردم و به زور خودم و تا کلاس رسوندم ...

بچه ها مشغوله قران خوندن بودن قرانشون که تموم شد احوال پرسی کردن و اکثرا هم آشنا بودن بچه ها

تقریبا دوسه سالی بود من و ندیده بودن!

جلسه اول گفت یه صفحه حفظ کن ازت بپرسم

یه صفحه ای حفظ کردم و تحویل دادم راضی بود گفت تا شنبه 2صفحه جدید باید حفظ کنی

نه استاااااااااد 

گفت تو میتونی

گفتم سردرد دارم 

گفت تسلیم نشو آلاء!

امروز هم با نرگس قرار دارم پیش شهدای گمنام که  باهم مباحثه کنیم

برام دعا کنید هم برای سردرد های مکرر هم برای حفظ

پ ن:اگه یه وقت اومدم نوشتم میخوام حفظ و ول کنم بزنید زیر گوشم:)


۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۳۱
آلاء

روز تولدم نوشتم دلم میخواد پست چی این سکوت و بشکنه

یه دختر دوست داشتنی و

مهربون ازم آدرس خواست

اولش آدرس و ندادم دلمم نمیخواست تو زحمت بیفته ،خلاصه که آدرس و شمارمو بهش دادم

فاطمه ساکن رشت و من ساکن مازندران...گفت تا شنبه میرسه دستت

من شنبه عازم کرج بودم و آدرس کرج و بهش دادم 

من همون شب ذوق کردم و اگه از اون ذوق ایست قلبی میکردم جای شکی نداشت:)

آرزو داشتم از یه دوست ناشناس یه نامه بیاد برام روز تولدم که فاطمه آرزوی من و برآورده کرد

اصلا دلم نمیخواست این محبت بی جواب بمونه

تو عید نامه ای براش نوشتم و یادگاری ای براش ارسال کردم تا تو لحظات خوبش یاد من باشه

و من هم تو بهترین لحظاتم یادشم

دفترگل گلی و خوشگلش شده دفتر خاطرات من و خوشی هام و تو اون ثبت میکنم....

برای من لذت بخشه این حجم از مهربونی تو این دنیای شلوغ پلوغ که کمتر کسی به فکر دوستاشه...

از نظر من فاطمه یکی از بهترین دوست هام بوده و هست و خواهد بود

دلم میگه یه روزی میبینمش:)

عکس های همو دیدیم ....لحظه ای و تصورمیکنم که میبینمش...

http://delanevesht.blog.ir/

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۴۵
آلاء

دلم گرفته بود...

تا همین چند دقیقه پیش

چشمام و بستم و از ته قلبم گفتم:

سبحان الله والحمدالله ولا الله الا الله والله اکبر

چندین بار تکرار کردم

آرامش عجیبی سراپای وجودم و گرفت...

الهی هزار مرتبه شکر


۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۶
آلاء

سلام به روی ماهت


کاش میشد نامه ام را به دست قاصدک ها بسپارم تا برایت بیاورند...


راستش از شما چه پنهان که زمزمه هایم را به گوششان میسپارم...


حتم دارم قاصدک ها هم از دستم کلافه شده اند...


این بار نامه ام را روی تکه های پاره دلم مینویسم


چرا که شما به دلهای شکسته آگاه تری...


زندگی بدون شما طعم گس دارد!


زودتر بیا تنها ترین بهار..


                                                    چند/چند/چند

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۸
آلاء

مرغ دلم راهی قم میشود 

در حرم امن تو گم میشود....

باورم نمیشد شهادت امام موسی کاظم پیش خانم فاطمه معصومه باشم...

هزار مرتبه شکر که که نوکر خانه زاده این خاندانیم....

تصویر هم مربوط به خودمان است:)

قمری دوست داشتنی...

تو گوشش حرفایی زدم به خدا بگه ،شک ندارم که صدامو به آسمون میرسونه:)

۱۶ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۰۷
آلاء

گاهی پیش می‌آید که ما در رابطه هایی قرار می‌گیریم ، که دوست داشته نمی‌شویم !

آنطور که دوستش می‌داریم ، دوستمان ندارد !

مثل اینکه در جاده‌ای قرار بگیری که هر چه قدم برمیداری به مقصدت نمی‌رسی !

اگر حس می‌کنید که به اندازه ‌کافی دوستتان ندارد ، برای خود مدام دلیل نتراشید که اگر دوستم نداشت چرا فلان کار را کرد ، یا فلان حرف را زد ،

قدر احساساتِ خود را بدانید ...

دوست داشتن به آدم عزت نفس می‌دهد ،‌ حالِ خوب و آرامش را به زندگی‌ات می‌آورد ...

هر حسی که عزت نفستان را از شما می‌گیرد ، اسمش عشق نیـست .

"قدرِ احساسی به اسم عشق و دوست داشتن که در وجودتان قرار دارد را بدانید ، آن را خرجِ هر انسانی نکنید ..."

۱۵ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۵۴
آلاء
یا صبور
قوی باش آلاء زندگی روزهای سخت تری داره
این روزها میگذره...
به گذشته نگاه کن همه ی اون شب ها که گریه کردی و خودتو براشون هلاک کردی تموم شدن
مریضی ای که داشتی تموم شد
قرص های تلخ و زهرمار تموم شد 
برنده اونیه که نق نزنه و غصه هم نخوره....
دنیا محله گذره
همون طور که این25سال گذشت 25سال بعدی هم میگذره...
یکم قوی باش آلاء عزیزم...
خدا زورش میرسه مشکلاتت و حل کنه....
الهی به امید خودت

پ ن:تصاویر استفاده شده تو این وبلاگ مطعلق به آلاء میباشد:)
نوشته روی تصویر هم تو وبلاگ یکی از دوستان بود از شهید آوینی خیلی بدلم نشست...
رو تصویر طراحی کردمش:)
۱۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۳۲
آلاء

روز مرد و به مردای واقعی تبریک میگم:)

روزتون مبارک فرشته های سیبیلو

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۴۴
آلاء

باید عاشقش باشی تا سختی هایش را به جان بخری

تا در گرمای تابستان روی سرت بگذاری و تاجی باشد روی سرت...

در پاییز باهم روی برگ های خشک قدم بزنید...

فصل هارا باهم عاشقانه سپری کنید

تا وقتی تو را دارم تنهایی معنایی ندارد

حتی سیاهی شب مرا نمیترساند....و هراسی ندارم از گرگ های خیابان

با تو خیالم راحت است عشق جاودانه من چادرم.


۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۵۳
آلاء

 کاش

 میشد 

دوباره غریبه باشیم...

به ندرت پیش میاد فیلم ببینم امروز فیلم سینمایی زیبایی هر اتفاق و دیدم

این دیالوگش خیلی قشنگ بود...

پ ن:کاش میشد تو زندگی با خیلی ها غریبه باشیم!



۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۴۳
آلاء

من می نویسم :« دارم گریه می کنم ».

اما تو نمی دانی من چگونه گریه می کنم . اما تو نمی دانی چه می شود که یک آدم گریه کردنش را به یک جمله ی خبری تبدیل می کند. انگار بخواهد بگوید دست هایم بالاست. تسلیم شده ام. بگذار تمام شود. من را نگاه کن ؟! من دارم گریه می کنم. من می نویسم « دارم گریه می کنم» و تو دلت برای دو فعلی بودن جمله ی کوتاهم نمی سوزد.

دلت برای گریه ای که نمی دانی چگونه رخ می دهد نمی سوزد.

نمی دانی پاهایم را توی شکمم جمع کرده ام یا پایین تخت نشسته ام.

نمی دانی محتوای معده ام را توی توالت بالا می اورم یا سیفون را می کشم.

نمی دانی راننده ی تاکسی دو هزار تومن روی کرایه ام می کشد و من توی جیب هایم هزار تومنی های پاره ای دارم که راننده ها توی پاچه ام کرده اند.

تو نمی دانی و دلت نمی سوزد که من رقم های پلاک ماشینت را حفظ کرده بودم و توی شلوغی خیابانی که می دانم هیچ وقت گذرت به آن نمی خورد چشم هایی که هنوز گریه نمی کرد به دنبالت گشته اند.

تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم!

دلت نمی سوزد که توی کیفم ، کیت کت های له شده و خرده کاغذ های مچاله پیدا کرده بودی.

من می نویسم « دارم گریه می کنم» و جوری زیر گریه می زنم که انگار اخرین بار است.

انگار اخرین فرصت گریه کردن است. انگار باید این مایع تلخی لعنتی ای که توی گلویم می دود برای همیشه تمام شود.

من گریه می کنم و تو نمی دانی گفتنِ « دارم گریه می کنم» چه قدر غصه دار است، که هیچکس بعد از گفتن این حرف، دیگر نمی تواند جلوی آدمش در آید!

نمی تواند روی پاهایش بایستد، نمی تواند خنده های بلند بزند و صدایش نلرزیده باشد، نمی تواند دست هایش را بدهد، بدون آنکه از پا پس کشیدن نترسیده باشد.

« دارم گریه می کنم » جمله ی خطرناکی ست. تو دست هایت را به نشانه ی تسلیم روی تاچر تلفن همراهت می بری و اعتراف می کنی.

بعد از ان آدم ها حق دارند رفته باشند، حق دارند که خودشان را از زیر مسؤلیت گریه های تو فراری دهند، حق دارند دستمال های کلینیکسشان را برای ماتیک های زن های دیگری کنار بگذارند و رد اشک هایت را نبینند.

من می نویسم « دارم گریه می کنم» اما تو نمی دانی که چطور؟!… نمی دانی اشک هایم کجا پرت می شوند.. تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم .

من می نویسم «دارم گریه می کنم» و بعد از آن، چشم هایی دارم که از دست داده اند.که دیگر بی تفاوتند! به همه چیز


۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۳۴
آلاء

امروز وقتی نگاهم افتاد

به آینه‌ی سفره هفت سین

نه شکست ها، نه پیروزی ها

نه زخم ها، نه خاطره ها

هیچ‌کدام پیدا نبود

من فقط آدمی دیدم پخته تر

این " تَر " را دوست تر می‌دارم

شاید " حوّل حالنا " همین باشد


برایت آرزو دارم هر برگی از این تقویم 

حَوِل حالنا باشد برای ِ احسَن الحالت...


۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۰۹
آلاء

خدایا از تو میخواهم مرا یاری کنی تا خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنم

خدایا یاری ام کن ببخشم کسانی را که جواب خوبی هایم را با بدی دادند

خدایا کمک کن تا دلم را خالی کنم....

خالی از هرچه کینه و ناراحتی

خالی از هر چه غیر توست...

خدایا ببخش بخاطر تمام لحظاتی که بدون یاد تو سپری شد

دگر نمیخواهم بدون تو باشم...

خدایا کمک کن تا در سال جدید یک قدم به تو نزددیک تر شوم

چرا که خود فرموده ای اگر یک قدم به سمت من بیایی من ده قدم به سمت شما می آیم

یک قدم ما کجا و ده قدم تو کجا؟!

#آدم_شدنم_آرزوست

#عبد_بودنم_آرزوست


۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۰۸
آلاء

از لاک جیغم تا خدا رسیدنم رو 

مدیون اونیم که دنیام و عوض کرد.....

من کجا و شما کجا؟؟

فقط نمیدونم چطور شد دلم به دلشون گره خورد....

پ ن:به آنانان که در راه خدا کشته شدند مرده نگویید آنها زنده هستند و شما نمیدانید...

اولین آیاتی که حفظ کردم...

پ ن2:تصویر هم مربوطه به معراج شهدای تهران

خواهش نوشت:دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

۱۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۴۰
آلاء

میگم من واقعا به هیچکس حسادت نمیکنم

میگه همه ادما تو وجودشون حسادت هست

میرم تو فکر....واقعا تا بحال به کسی حسادت نکردم...

گاهی فکر میکنم اگه برادرشوهر زن بگیره بهش حسادت کنم اگر برای اون بیشتر خرج کنن!

بعد پیش خودم میگم نه بابا چیکار دارم!

واقعا هیچی اندازه شادی آدم ها شادم نمیکنه

همه چی تو وجود انسان هست ،خودش نباید بال و پر بده به خیلی چیزها

خدارو شاکرم که به حسادت هیچوقت بال و پر ندادم.

شاید گاهی یه لحظه غبطه خورده باشم به کسی ،به یه ادم خیلی خیلی موفق اما شاد شدم از جایگاه اون فرد و براش خوشحال شدم

گاهی باید بخاطر بعضی نداشته ها خداروشکر کرد

خدایا شکرت

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۲۹
آلاء

گاهی باید بنشینی و فقط به داشته هایت فکر کنی...

چشم هایت را ببندی...

نفس عمیق....

آه...

گل نرگس های خشکیده 
من یاد تو می افتم...

کاش بودی

پ ن:اللهم عجل لولیک الفرج...





۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۲
آلاء


تاثیـر زبان اینه ڪه اگر چهـار مرتبه بگی بیچـاره‌ام و عادت ڪنی، اوضـا خیلی بـی‌ریخـت میشه...

 

همیشہ بگو الحمدلله الهی‌شڪر بلڪه بتونی دلـت رو هم بـا زبـانت همـراه ڪنی.


اگر پکر هستی، دو مرتبـه همـراه با دلـت بگو #الحمـدلله ، اونوقـت غمت رو از بیـن می بـره...


#میـرزا_اسماعیل_دولابـی


همه باهم بگیم الهی هزار مرتبه شکر به نعمت هایی که داریم فکر کنیم

پ ن2:آ میرزا عشق منه.

۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۶
آلاء

هنوز هم هستن تو این دنیا آدم هایی که بوی ناب میدن

فاطمه یکی از اونهاست😍😍😍

دوست وبلاگیم

هدیه ای که برای تولدم فرستاده بود به دستم رسید و ذووووق مرگ شدم

یه آدم چقدر میتونه مهربون باشه اخه؟!

ممنونم ازت فاطمه ی عزیزم،دختر دوست داشتنی

اولین هدیه تولدم و از فاطمه دریافت کردم

ای خوب تر از خوب تر از خوب تر از خوب

پ ن:آدرس وبلاگش رو تصویره!!!!

یه دنیا ممنونتم دختر

تنهاخیر بیان برای ما پیداکردن دوستای ناب بود😍دخترایی از جنس عشق

۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۸
آلاء

سلام عزیز دل مادر

چند وقتیست ذهنم را به خود درگیر کرده ای

دلم میخواهد از خدا تو را بخواهم

دستانم خالیست

میترسم روزی بگویی اگر دستت خالی بود چرا مرا آوردی

راستش من تو را از خدا میخواهم

خودش اگر صلاح بداند میدهد

نگرانیه من به ثروت نداشته ام نیست

نگران تربیتت هستم

باز تربیتت را به خوده خدا میسپارم

تو را از خدا میخواهم و تمام امور را به خودش واگذار میکنم

از خداوند میخواهم مرا در مسیر تربیت راهنمایی کند

میتوانم الان به دانشگاه بروم و درس بخوانم و برای خودم کسی شوم

و یا وارد بازار کار شوم و از جوانی ام لذت ببرم

اما حالا که جوانم و انگیزه دارم دلم میخواهد تو را بخواهم

برایت زندگی کنم و امید زندگی ام شوی

کنار هم به آرامش برسیم

مادرانه هایم را با تو بسازم

من تو را نه برای خودم که برای خدا میخواهم

نمیخواهم هم بازیه من شوی در غربت و یا یار شبهای تنهایی ام شوی و یا عصای پیری ام شوی

تو را میخواهم که عبد خدا شوی

شهید راه خدا شوی

تو را برای خدا میخواهم

خدایا از تو میخواهم....



۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۵
آلاء

 

من یک زنم ، پس روززن برمن مبارک 

 

امور خانه را مدیریت میکنم پس روز مدیر بر من مبارک 

بر بالین عزیزان درد مندم بیدارمیمانم و دردهایشان را مرحمم ،پس روز پزشک برمن مبارک .

برای راحتی زندگی خانواده ام میسازم آنچه که نیست و خلق میکنم آنچه که مایع آرامششان هست ،پس روز مهندس برمن مبارک .

می آموزم درسهای زنگی را با تمام وجود ،با مهربانی ،با صبر و تحمل و امید ،پس روز معلم بر من مبارک.

می جنگم با هر پلیدی که خانواده ام را تهدید کند. پس روز پلیس بر من مبارک .

حریم زندگیم را ، حرمت خود و خانواده ام را پاسبانم ،پس روز مرزبانان نجیب و صبور بر من مبارک .

 

دسته گلی به خودم تقدیم میکنم چون یک زنم با یک عالمه عشق نه ، وظیفه...

 

 

 

 

کلیپ حجمش کمه تبریکات فراوان آلاء دوست داشتید ببینید

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۳۸
آلاء

زن

واژه ی به ظاهر ساده و باطن پیچیده

پشت این دو کلمه یک دنیا نهفته...

بیایند و بگویند برابری حقوق زن و مرد 

از نظر من هیچ مردی به پای زن نمیرسد....

ارزش یک زن خیلی بالاتر ازاین هاست...

از همان روزی که برابری حقوق زن و مرد را چماق کردن روی سرمان زن ها را بیچاره کردند

بگذارید در دنیای زنانه خودمان غرق باشیم و لذتش را ببریم...

پ ن:برج میلاد برای روز زن مراسم گرفتن و زن ها رقاصه های مجلس بودند...

چه میکنی با خودت بانو؟!!!!!!

دلمان پر از درد است....

۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۷
آلاء

از کودکی فقط فوت کردن شمع های تولد را به یاد دارم و عجله برای بزرگ شدن را

وقتی میپرسیدن کلاس چندمی نمیگفتم اول بلکه میگفتم میخوام برم دوم

عجله داشتیم برای بزرگ شدن

آن زمان فکر میکردم اگر18ساله شوم خیلی بزرگ شده ام و دیگر بزرگتر از آن نخواهم شد

مسولیت جفت کردن کفش های مهمان هارا در عید من به عهده میگرفنم و کفش هایشان را پا میکردم و از بزرگ شدنم در چند ثانیه لذت میبردم و خودم را یک خانم بزرگ تصور میکردم 

تمام روزها را با عجله پشت سر گذاشته و شمع های تولد را فوت کردیم 

و به18سالگی رسیدیم....

اگر میدانستم بزرگ شدن انقدر تلخ است در همان کودکی میماندم...

هیچکس معنی واقعی زندگی را برایم نگفت.در فیلم ها هم فقط میدیدم ادم ها که بزرگ میشوند عاشق میشوند و ازدواج میکنند و مادر میشوند و میمیرند...

من هم عاشق شدم....شکست خوردم،خورد شدم...هنوز زنده ام.

روزهای خوش کودکی و نوجوانی ام به مفتضح ترین شکل سپری شد!!!

وارد جوانی شده ام و ازجوانی هم بهره ای نبرده ام....

و اکنون که تولد 25سالگی ام را به تنهایی جشن میگیرم و این شمع نیست که آب میشود این منم...

و تمام خاطرات این 25سال جلوی چشمانم مرور میشود...

چشمانم را میبندم و به سپری شدن عمرم فکر میکنم...

تولدت مبارک من:)

۳۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۸
آلاء

بعضی کارهایی که انجام میدیم خیلی بی فایدست:|

از جمله کارهای بی فایده ای که معتادش شدم درست کردن مکعب روبیک تو کسری از ثانیه

برای خودم زمان میگیرم و روبیک میسازم بعد خودمو تشویق میکنم:))

آخرین بار 59ثانیه بود

دیگه درست نکردم این رکورد تغییر نکنه=))

ولی برای تمرکز حواس خیلی خوبه

روبیک

۲۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۲۱
آلاء

وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا می شوند

که مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای..

 

و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود...

امروز که آن گمشده ها را می بینی

می بینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته

دنیا هم همینطور است...

امروز هستیم، فردا نه!

در نبودمان جایگزینهایی هستند 

که دنیا از حرکت نایستد.

خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد

 

که هیچ تقدیری فاجعه نیست باور کنید


۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۰
آلاء

به چشم هایم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم 

مرا ببخشید بخاطر نگاه هایی که به نا محرمان انداخته ام 

بخاطر ضعفی که برایتان به وجود اورده ام و از تماشای

نعمت های الهی محرومتان کرده ام:(

و با خودخواهی شما را آزرده ام:(

سعی میکنم بیشتر مواظبتان باشم

خدایا ببخش امانتدار خوبی نبودم


۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۱۵
آلاء
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۰
آلاء

دلم لک زده برای نقاشی کشیدنام

بعد از اینکه رشته مورد علاقم قبول شدم و نشد برم دیگه اون ادم سابق نشدم:| عکاسی تهران....

کلا عاشق هنرم هیچی اندازه کشیدن یه نقاشی ارومم نمیکرد تو اون اوضاع...

روزایی که برای کنکور میخوندم کلاس های استاد عزیزم که داور بین المللی بود

دستامو قوی کرده بود تو ده دیقه با خط خطی طراحی های خارق العاده ای انجام میدادم:)خودم دوسشون داشتم خو،ولی از نظر مامانم خط خطی بود و 

دیگه شهریه نداد برم کلاس=)گفت میری خط خطی میکنی میای ساعت کلاسمم 6تا8بود زمستونا ساعت8نصف شب محسوب میشد!

دلم دیوونه بازی های هنریمو میخواد:) هر روحی با یک چیز اروم میشه منم با هنر

با هنر میشه به خدا رسید،صاحب همه این زیبایی ها خداست،وقتی به وجد میای بعد از طراحی کردن یه دختر تنها یاد خالقت میفتی که با چه عشقی نقاشیت کرده و داره تماشات میکنه...

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۰۸
آلاء

روز مهندس و به معمار قلبم تبریک میگم:)

عشقم اقا مصطفی چمران

شهیدمصطفی چمران:

مى گویند تقوا از تخصص لازم تر است!

آنرا مى پذیرم،

اما مى گویم؛

آنکس که تخصص ندارد و کارى را مى‌پذیرد، بى تقواست...

۵اسفند روز مهندس مبارک 

بیانی های عزیز مهندسا روزتون مبارک

‍ 🔸

۱۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۴۱
آلاء