دلنوشت های یک دلداده

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

دلنوشت های یک دلداده

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

بایگانی
پربیننده ترین مطالب

این روزها تو اینستاگرام خیلی زیاد شده عکس هاشون

تگ استارها

همون شاخ های اینستاگرام

یه جشن برگزار کردن و تقدیر کردن از این شاخ های.....

اقای رامبد جوان باهمشون عکس گرفته و کلی خوشحال

بری پیج هاشون و ببینی خندت میگیره

از زندگی های مسخره و فانتزیشون دم به ثانیه عکس میگیرن  و زندگی هاشون و به نمایش میذارن ازشون تقدیر هم میشه

واقعا نمیفهمم ملاکشون چیه؟!!!!!!

معیارشون تعداد فالورهاشونه 

ادم های خول وضعی که چندصدهزار تا ادم بیکار صفحه هاشون دنبال میکنن و براشون مهمه که امروز اینا ناهار چی خوردن کجا رفتن و چی پوشیدن

و هزارتا تبریک بهشون بگن

خودمون خیلی هارو بزرگ کردیم خیلی هارو

نمیفهممشون

وقتی الگوهای زندگیمون بشن بازیگرا و این شاخای اینستا بایدم آمار طلاق روز به روز بیشتر بشه و اخلاق افت کنه

گندزده شده به زندگی ها

خیلی طرح بیخودی بود خلاصه...

کسایی که انتخاب شدن زن و شوهر های بی قید و بندی هستن که ...

مردایی که با بی غیرتی تمام عکس خانمشون و گذاشتن تا افتخار کسب کنند

دوتا خواهر دوقلو که با دو برادر دوقلو ازدواج کردن و عکس های عروسیشون و میذارن

و همه لحظه ها تو هم میلولن

بچه یه کچلیک گفت همه جا دعوتش میکنن و میگن بگو کچلیک بذارید زندگیشو کنه...

متاسفم برای بشریت.

همین

رقابت بر سره هرزگی

صفحه های این ستاره های فضای مجازی 

👇👇👇


۲۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۵۲
آلاء

هوالعلیم

وقتی تو سنی بودیم که دنبال کشف حقایق و دنبال درست زندگی کردن بودیم 

باید رشته تحصیلیمون و انتخاب میکردیم و ایندمون گره میخورد به این انتخاب

بچه های فنی تکلیفشون مشخص بود یه حرفه ای یاد میگرفتن

بچه های انسانی اهل شعر و فلسفه و منطق میشدن

بچه های تجربی چهارتا چیز پزشکی و زیست و آناتومی بدن میخوندن به یه دردی میخورد

ما ریاضی ها هیچوقت نفهمیدیم ریاضی و فیزیک و شیمی و انتگرال به چه درد زندگیمون میخورد

بنابراین سر هر درس با معلم دعوا داشتیم که اینا به چه درد زندگیمون میخوره

یه مثلث میکشیدن تو صفحه نه عددی داشت نه چیزی میگفتن ثابت کن abcمثلث است!

یا نیوتون خدا بیامرز یه جیزایی کشف کرده بود ما باید اثباتش میکردیم

زنگای شیمی دلمون میخواست بریم ازمایشگاه و چهارتا محلول و بریزیم تو شیشه و یه چی بترکه یه ذوقی کنیم

مینشستیم و همش اثبات میکردیم

3سال دنبال این بودیم که به یه زخمی بزنیم اون درس ها و مزخرفاتی که خوندیم و

من از عمری که برای این رشته گذاشتم فقط از یه قضیه استفاده کردم که این قضیه را به اسم حیوان عزیز حمار ثبت کردن

مثلا شما یه مثلث قائم الزاویه رو فرض کن

اگر خر و بذاری نوک مثلث از اون خط وسط میره به اون اخر

یعنی از سه تا ضلع نمیگذره

من چیکار میکنم همیشه وقتی تو جاده راه میرم دنبال یه راهیم که میانبر بزنم و راهم و کوتاه کنم و کوتاهترین مسیر و انتخاب کنم و یاد حمارجان میفتم

و قانون های نیوتون هم به کارم میاد

مثلا وقتی سوار اتوبوس یا ماشینم 

میام خونه میبینم هنوز احساس تکون خوردن دارم

فکر کنم طبق قانون سوم نیوتون میگم اگر یه جسم در حال حرکت باشه تمایل داره به حرکت ادامه بده

و این تکون ها بخاطر تمایله

جندول مندلیف هم همینو فهمیدم که هرچی تو جدول مندلیف هست تو بدن انسان وجود داره راست یا دروغشو نمیدونم حالا

مثلا فوسفر کلسیم منیزیم و آهن و اینارو داریم....

ولی ذهنم خیلی باز شد انصافا

و یه خاصیت دیگه این که از ریاضی نمیترسم

اگه یه بچه بگه مسئله ریاضی دارم ه راحتی براش حل میکنم....

محاله بچه ریاضی باشی و سرکلاس از معلم نپرسیده باشی این به چه درد ما میخوره...

پ ن:البته درس های دانشگاه هم خیلی بدردمون نمیخوره

اکثر رشته ها بی فایدست...

قدیما از هرچی ترشی درست میکردن الان رشته دانشگاهی:)


۱۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۲
آلاء

فضای اینجا رو خیلی دوست دارم

با شادی های هم شاد میشیم

با غم های هم غمگین

صادقانه برای هم دعا میکنیم

همدیگه رو راهنمایی میکنیم

تو لحظه های هم شریکیم

شاید اصلا همدیگه رو نشناسیم

کسی به کسی حسادت نمیکنه،پشت سرهم غیبت نمیکنیم،بهم تهمت نمیزنیم

کسایی و دنبال میکنیم که دوست داریم وبلاگایی که خوشمون نمیاد راحت لغو میکنیم

زندگی حقیقی اینطور نیست بعضیا واقعا چشم دیدنه خوشی هات و ندارن

با غمات خوشحال میشن

عده کمی هستن که اینطور نیستن 

ادما یه رو نیستن تا وقتی بهت نیاز دارن باهات خوبن

به هم حسادت میکنن

غیبت تهمت

وقتی میگی برام دعا کن دلش میخواد اونطوری بشه که خودش دلش میخواد....

دلم میخواد یکسری هازو برای همیشه از زندگیم حذف کنم...

خیلی  برام عزیزید بیانی های نازنین

دخترای گل شمارو واقعا دوست دارم بهترین دوستامین

اقایون هم برام محترمن 

خیلی چیزا از همتون یادمیگیرم همیشه

۱۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۰۲:۲۶
آلاء

سلام بچه ها

خیلی خیلی خیلی محتاج دعام

تو رو خدا یه دعا از ته ته دلتون بکنید خدا حتنا صدای شمارو میشنوه

دعاهای خودم دیگه به زندگیم اثر نداره دعا کنید فقط یه نگاه کوچیک به زندگیم بندازه نمیکشم.....

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۰
آلاء

بسم الله الرحمن الرحیم

روش موثر برای حفظ قران 

خدایا خودت کمک کن

برای حفظ یه قران بدون معنی داشته باشید و یک قران با معنی😊

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۱۴:۵۶
آلاء

اگر میخواهید یک نفر را بکشید..!

پیشنهاد میکنم اول به او محبت کنید

خاطره بسازید

ساعتها با او وقت بگذرانید

غافلگیرش کنید، به هر بهانه ای..

شادی اش را باعث شوید،

برایش سنگ صبور باشید

اینگونه زنده اش میکنید،

و دقیقا زمانی که جز شما کسی را در زندگی اش ندارد، رهایش کنید!!!

او را در بدترین شرایط زندگی اش درست وقتی که به شما بیش از هر کس دیگری نیاز دارد، تنها بگذارید!

ترجیحا این رفتنتان هم بدون دلیل باشد بی هیچ حرفی.. بدون خداحافظی!


پ ن: توشته یک مرده متحرک

نکنید این کارها رو ادم ها گناه دارن...

۱۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۲
آلاء

‏آدم هیچوقت نمیتونه آرزوها و رویاهای هیجده سالگیشو فراموش کنه

‏اگه بهشون نرسی تا عمر داری حسرتشونو میخوری ...

پ ن: شمام کلی رویا داشتید که  منتظر بودبد هیجده سالگی بهش برسید یا فقط  من اینطور بودم؟!




🦄

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۰۲:۵۱
آلاء


حسابی بیتاب بودم

غصه مشکلاتمو میخوردم

پیام های مشاورم و نگاه میکردم

دنبال یه عکس بودم که بذارم پروفایلم که اوج ناراحتیم و نشون بده

تو کانال های غمگین و شعر چندتا شعر خوندم بدتر شدم

که چشمم خورد به یه پیام

از بیتابى کردن بپرهیز؛ که آن #امید را قطع مى کند و عمل را ضعیف مى گرداند و #اندوه مى آورد.

#امیرالمؤمنین ع ❤

دعائم الإسلام: 1/223 

خدای من

انگار حضرت علی بهم پیام داد

تو اون موقعیت

آرامش خاصی گرفتم

همه چی و فراموش کردم

با یه حرف

چقدر شما عششششقی آقا

عششششششششششششششششششق فقط علی ع

یه عکس طراحی کردم برای پروفایلم😊


۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۳
آلاء

دیدم پروفایلشو سیاه کرده

هراز گاهی تغییرات مخاطبینم و نگاه میکنم 

و حالشون و میپرسم

حال و احوال کردیم

حال روحیش و پرسیدم و گفتم چرا سیاه کردی گفت همینجوری

گفتم خودت چطوری خوبی؟

گفت امروز شیمی درمانی داشتم

مغزم سوت کشید

رحمش مشکل داشت گفتم شاید باز از اونه

گفت رودم

تو23سالگی رحمش و تخلیه کردن و هیچوقت نمیتونه مادربشه

ولی انقدر روح بزرگی داره

که عین خیالش نیست

من هنوز تو شوک شیمی درمانی بودم...

چت کردیم

و در آخر گفت مطمئنه خدا شفاش میده

من مات و مبهوت اینهمه ایمان بودم

۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۷
آلاء

ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم!

به خیالی که قضا!

به گمانی که قدر بر سر آن خسته گذاری بکند! 

دستی از غیب برون آید و کاری بکند!


هیچ یک حتی از جای نجنبیدیم!

آستین هارا بالا نزدیم!

دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتیم!

تا از آن مهلکه شاید برَهانیمش!

به کناری برسانیمش....

 "فریدون مشیری"



نفتکش #سانچی به طور کامل سوخت و غرق شد! 💔

تسلیت به خانواده های داغدارشان و

خسته نباشید به مسئولین بی تدبیر و مدعی!

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۱۴:۵۳
آلاء

لَیْتَ شِعْری، أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّویٰ


ای کاش می‌دانستم، در کجا منزل گرفته‌ای


دعای ندبه


خوب که نگاه می‌کنم

می‌بینم هنوز در دلم هستی

ببخشید که منزل دلم شلوغ است!

از همین لحظه

هر کسی که با تو نیست را از دلم بیرون می‌کنم

چشم به راه می‌نشینم

تا بیایی



گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جان شیرین منزلست



سعدی


اللهم عجل لولیک الفرج

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۵۲
آلاء



از دست خودم دلخورم!


درمورد رنجش‌هایی که از خودتان دارید، شب قبل از اینکه بخوابید از خود بپرسید:


🔺من چه کارهایی کرده ام که از خودم راضی نیستم؟

🔺چه کاری انجام داده‌ام که نپسندیده‌ام؟

آن‌ها را بنویسید.

بعد می‌بینید که اغلبشان "توقعات بی‌جاست".


مگر شما «کی» هستید که «باید» بتوانید هرکاری را بدون عیب‌ونقص انجام دهید؟

اصلاً کسی را در اطراف خود می شناسید که اینطور باشد؟


اگر اشتباهی نادانسته مرتکب شدیم، مشکلی نیست؛ یاد می‌گیریم و دفعه بعد این کار را بهتر انجام می‌دهیم.


👈به‌خاطر داشته باشید که:

«هنگامی شانس دوستی و آشتی‌ با دیگران بیشتر می‌شود که اول با خودتان آشتی کنید».

اگر زیاد از مردم می‌رنجید، شاید با خودتان قهر هستید!

آدم وقتی با خودش بد است، دائماً از دیگران می‌رنجد؛ چرا که مسائل خودش را به دیگران فرافکنی می‌کند.


👈کسانی که زیاد به خودشان سخت می‌گیرند، به دیگران هم سخت می‌گیرند و فکر می‌کنند که دیگران هم به آن‌ها سخت می‌گیرند.

درحالی که همه این‌ها بازتاب دیدگاه منفی و عیب‌جویانه خودشان از خودشان است!


۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۲۳ دی ۹۶ ، ۰۱:۳۸
آلاء

بسم الله النور


از خواب بیدار شدم و بدون هیچ دلیلی ناراحت بودم

حس و حال نداشتم

خودمم نمیدونم چم بود

دنبال یه دلیل برای ناراحتی بودم

به چندتا وبلاگ سر زدم

حالم خوب نشد


یه پیام از استاد پناهیان برام اومد...


📕 آیا احساس می‌کنی مشکلاتت خیلی زیاد و طاقت فرسا شده؟


🔻خدایا مگر من چکار کرده‌ام که این‌قدر باید بدبختی بکشم؟!


💠 هر موقع در زندگی‌ات نقصی دیدی، نقص مادی و معنوی، نقص روحی و جسمی، به عنوان اولین اقدام، نمازت را بررسی کن؛ شاید در نماز کم می‌گذاری.  البته مؤمن در دنیا مشکل و سختی هم دارد؛ گاهی مریض می‌شود، گرفتار می‌شود، تصادف می‌کند. بالاخره انسان مؤمن با مشکلات درگیر می‌شود، اما اگر احساس کردی این مشکلات خیلی زیاد و طاقت‌فرسا شده است یا این مشکلات نباید این‌قدر تو را اذیت کند، احتمالاً از نمازت کم گذاشته‌ای. نمازت را درست کن؛ ان‌شاءالله مشکلات تو برطرف می‌شود.


چرا انقدر با روح و روان من بازی میکنی استاد....


فکر میکنم به نماز صبحی که قضا شد....


آخ که دلم لک زد برای دو رکعت عشق...

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۱
آلاء

هو الرئوف

مادر شوهر ...

دید مارو از اول نسبت به مادر شوهر خراب کردن

از اون موقعی که ازدواج نکرده بودیم

یه دیو دوسر صاحب همسر که باید بری و باهاش بجنگی

تو فیلم ها طوری بود که عروس و مادرشوهر در جنگ بودن همیشته

تو جوک ها همیشه یه عروس و مادرشوهر بدجنس بود

و عروس مظلوم و مادرشوهر دیو بود:)

راستش خیلی از پدیده مادرشوهر میترسیدم

مامان خودم و میدیدم که با عروسش مهربونتر از یه مادر رفتار میکنه

میگفتم مامان من یه چیز دیگست

خواهر بزرگم که ازدواج کرد و مادرشوهر نداشت همه میگفتن خوش به سعادتت😐

خلاصه که عقیده من این بود که اگر خوب باشی مادرشوهرت هم خوب خواهد بود

و از روز اول مثل مامانم دوسش داشتم

هربار که میرفتم خونش براش هدیه های کوچیک میگرفتم

مثل تیشرت و روسری و دمپایی و گیره روسری 

الانم 

اون هم هربار بره بازار حتما برای من یه هدیه میگیره و من کلی ذوق میکنم و بغلش میکنم و میگم خیییلیییی گلی مامان

روزای اول از دستپختم تعریف نمیکرد:|

ولی من هربار غذا میذاشت کلی تعریف میکردم

و میگفتم مامان چیکار میکنی انقدر غذاهات خوشمزه میشه

اون هم قلق های آشپزیشو یادم میداد و منم کلی ذوق مرگ میشدم که یه چیز جدید کشف کردم

و این شد که کم کم از غذاهام تعریف کرد و طوری که گاهی اقرار میکرد که رو دستش زدم

و منم میگفتم از شما یاد گرفتم

قند داره گاهی شبا میگه پاهام داغ میکنه منم یه تشت آب خنک میارم و پاهاش و میشورم

مثل مامان خودم

از اول به چشم مامانم دیدمش و هیچکاریش ناراحتم نمیکنه

گاهی شاید حرفی زده که اشتباه برداشت کردم ولی گفتم مامانمه

هیچ حرفیش و به دل نمیگیرم...

امشب وقتی رسیدم دیدم خونم و مرتب کرده و یه دسته گل نرگس گذاشته رو میز 

و به محض رسیدنم گفت خیلی دلم برات تنگ شده بود

منم گفتم من بیشتر مامان جوووون قربونتون برم

با دیدن گل نرگس هوش از سرم پرید

همه میدونن چقدر عاشق این گلم...

پ ن

شرط داشتن یه مادرشوهر خوب عروس خوب بودنه😊

دلم میخواست بیشتر پرحرفی کنم خستم😊

حال دلتون خوش



۱۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۵
آلاء

آخ که نرفته دلتنگت شدم


یه ماهی مهمون مامانم بودم


فردا باید برگردم


دستاش بوی عشق میده


مامانا معجزه خدان


نمیدونم اگه منم مادر بشم میتونم مثل مامانم بشم


میتونم انقدر برای بچم از خودگذشتگی کنم؟!


هیچوقت صدامو روش بلند نکردم


یکی دوباری بحث کردیم باهم ولی به دست و پاش افتادم و انقدر گریه کردم تا گریه کرده و بلندم کرده و گفته خجالت بکش


نمیتونم یه لحظه هم درک کنم که مامانم نباشه


وای خدا...


چطور دوریش و تونستم تحمل کنم و حاضر شدم انقدر ازش دور بشم


هنوز باورم نمیشه...


خدایا صبر بده بهم


قدر ماماناتون و بدونید فرشته های تکرار نشدنی


خدایا مامانا که خودشون بفکر خودشون نیستن تو مواظبشون باش



۲۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۶ ، ۲۰:۲۰
آلاء

عاقا اصلا به نظر من این سالاد اصلا هم شیرازی نیست

شیرازی ها خیلی خسته تر از اینان که گوجه و خیار و پیاز و یه دست خرد کنن و نعنا و آبغوری بزنن 

اوووووووووووه

کی میره این همه راه و....

خلاصه...

از شیراز بگذریم بریم سراغ سالادشیرازی

شوهرخاله من اعتقاد داشت که سالاد درست نیست و سلاد با فتحه درست

و خیار و چنان با چاقو چپ و راست میکرد که له میشد گوجه رو هم پوست میکند و درشت خورد میکرد

میگفت این سلات اصیله😊

چون دندون مصنوعی داشت این مدلی راحت تر بود...

خلاصه که آلا معروفه به درست کردن سالاد با اندازه 

طوری درست میکنم که انگار خط کش گذاشتن

کلی تمرین کردم به این مقام رسیدم

خوبه که هرکس به یه چی شهره باشه

امشب یه سالاد شیرازی اصیل ایرانی درست کردم گفتم براتون به اشتراک بذارم

تقدیم به بانو......وطنم پاره ی طنم


۲۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۲۱:۰۷
آلاء

همه از خاله شدن و عمه شدن و بچه ها گفتن 

منم امشب هوس کردم خاله خوبی باشم...

یه خواهرزاده آریایی دارم:)

مادر پدرش خیلی اصرار داشتن اسم ایرانی رو بچشون بذارن تا بچشون آریایی باشه

تصوری که داشتن این بود که از نسل کوروش و رستم و سهراب باشه

اما از قرار معلوم بچه از عصر حجر و دوره ساسانیان و اینها از آب در اومد

برای خودش یه پا چنگیز  مغوله😂

خلاصه که خیلی وحشیه

مامانش رفته بود آرایشگاه و بچه رو سپرد به ما تا مواظبش باشیم

بچه ویلون تو کوچه بود

صدای اذان بلند شد گفتم بذار پاشیم بریم مسجد نماز جماعت بخونیم و بچه رو ببریم یه چی یاد بگیره:)

اخرین باری که رفته بودم نماز جماعت فکر کنم شب قدر بود

فقط براتون بگم

هیچوقت یه آریایی و به مسجد نبرید از کردتون پشیمونتون میکنه

کلی سفارش کردم که پسرگلی باش آقا باش

قول داد که پسرخوبی باشه

رفته بود رو منبر حاج اقا و از اون بالا اواز میخوند 

دستتتتتممممم تو دسسسسست یاااااااااره

حس کنسرت بهش دست داده بود

تو ط ول نماز فقط به خودم فحش دادم

بین نماز هم رفتم پشت پرده هرچقدر صداش کردم جواب نداد و به روی خودش نیاورد

فقط یه اخم کردم اومد پایین

نماز اعشارو خوندیم

اومد پایین و مکبر و مسخره میکرد

مکبر که یه پسر قد کوتاه بود میرفت پشت بلندگو و جیغ میکشید و از خودش صدا درمیاورد

اون پشت هم حاج اقا رو مسخره میکرد

الااکبرررررررررر

قش قش هم میخندید

باز من سرنماز خودم و فحش میدادم....

بعد نماز عین جت اومدم بیرون و به زور کشیدمش بیرون 

به نشانه قهر باهاش حرف نزدم

اونم تو طول مسیر سنگ و شوت میکرد و میخوند میخوااااامتتتتتت خاننننمممممممممم...

ما تنها شعری که تا18سالگی بلد بودیم آهویی دارم خوشگله بود

این ها از کدوم نسلن

نسل گودزیلا

آریایی های وحشی

۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۹
آلاء

چه فرقی می کند؛

پاییز باشد یا بهار

زمستان بیاید یا تابستان

وقتی به یاد تو و

در مقابل عظمت بی همتایت سجده می کنم گویی تمام افسردگی ها و سرمای قلبم را

به زمین می دهم

و

سبک تر

پرانرژی تر

و بهتر از همیشه

 بلند میشوم....

۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۰۱:۱۲
آلاء

کتابت را که باز مى کنم، 

عشق

روى گلهاى دامنم

چکه مى کند

و چشمهایم

به تلألؤ مهربانیهایت

روشن مى شود؛

مى خوانم نامت را

که لحظه لحظه در من مى تپى،

تو 

که لبریزترین جام عشقى

و عاشقى،

پیش از آنکه معشوق باشى...


۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۶ ، ۰۲:۳۲
آلاء


اما حال و روز من بعد از فیلتر شدن تلگرام و اینستاگرام

کلی کتاب داشتم که باید میخوندم اما وقت نمیشد تو این دو روز نصف یک کتاب و خوتدم

و برنامه ریزی کردم کتاب هایی که یکساله میخوام بخونم تو این مدت بخونم:)

خدایا لطفا وصل نشه:)

امیدوارم بعد از رفع فیلتر دیگه نرم سراغشون

فیلترشکن هم نصب نخواههم کرد

۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۶ ، ۱۵:۱۴
آلاء

تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده فعلا

چه زندگی ها از هم پاشید:)

چه خواهرها بی برادر شدن:)

چه دوستی هایی از هم پاشید:)

 چه عشق هایی به شکست تبدیل شد:)

خلاصه که زندگی ها مختل شد=)

ولی این وسط هیچکس اندازه مادر خونه خوشحال نشد

میگم تلگرام فیلتر شده مامانم دستش و گرفته رو به آسمون و میگه الحمدالله...

الهی گوشی های همتون و هم بگیرن آتیش بزنن=)

پ ن:منم ذوق کردم:)

پ ن2

:دنیای مجازی دنیای حقیقی خیلی هارو خراب کرد

پ ن3:اومدم سروش نصب کنم گفتم گوگل پلی و بروز کنی اومدم بروز کنم گفتن اندروید پاسخ نمیدهد گوشیم هنگ کرد مجبور شدم بزنم تنظیمات کارخانه

هیچی دیگه همه چیزم پرید کلا

فعلا من از همه بدترم

کلی سخنرانی جدید دانلود کرده بودم همش پرید:(

تازه میخواستم تنها مسیر و گوش کنم....

من همه چیم و از دست دادم

خخخخخخخخ

۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۳
آلاء

بسم الله النور

سلام بانوی بی بدیل

سلام دختر پاک

سلام حضرت معصومه

چقدر نامتان زیباست...

معصومیتتان را چندین برابر میکند

عجب آرامشی دارد نام زیبایتان

معصومه....

شما برای من نماد یک دخترپاک و مهربان هستید

هرگاه به زیارتتان آمدم آرامشی سراپا وجودم را فراگرفت

و شرمی افزون تر....

اوایل شرم داشتم به ضریحتان دست بزنم...

چون خودم دخترم خیلی با شما راحتم

گوشه ای مینشستم و از خطاهایم میگفتم و شرمنده بازمیگشتم...

جسارتم بیشتر شد به شما نزدیکتر شدم 

ضریح مبارکتان را در آغوش گرفتم

عجب آرامش وصف نشدنی ای بود....

انگار این شما بودی که مرا در آغوش پر مهرتان گرفته بودید

دلم نمیخواست بروم

حرکت کن خانم حرکت کن....

مرا از آغوش شما جدا کردند...

حرکت کن حرکت کن...

انگار این شما بودی که گفتی حرکت کنم...

بانو من باید حرکت کنم

باید قدمی بردارم

آن روزهای وصف نشدنی چندقدمی برداشتم

اما حال پای دلم لنگ میزند

میشود شما مرا حرکت دهید؟!

بانوی بی نظیر و بی بدیلم دوست میدارمت

دوست خوبم حضرت معصومه نبری از یادم....

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۱۲:۰۳
آلاء

امشب که سریال یوسف پیامبر و برای چندمین بار دیدم

خجالت کشیدم از خودم

خوشا بحال زلیخا

کاش قدری عاشقت بودم

خدایا کاش اینگونه که حاجت زلیخارا دادی حاجت مراهم میدادی

کاش عاشق امام زمانم بودم

برای دیدن لحظه شماری میکردم و از فراق شما نابینا میشدم

امام زمانم عاشقانه زیستنم با شما آرزوست

کاش دعا کنید عاشقتان شوم

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۶ ، ۲۱:۴۲
آلاء

بهترینم

بی نظیرم

مهربانترینم

دورت بگردم

عشقم

زندگیم

همه هستیم

همه دار و ندارم

تنها رفیقم

بهترین یارم

بهترینم

دلم لک زده برای آغوشت

برای نوازش هایت

برای مهربانیت

انقدر دور افتادم ازت ....

آخ خدا....

چقدر کم دارمت...

خیلی کم دارمت تو زندگیم

خودت بیا و نجاتم بده...دلم...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۲۲:۰۰
آلاء

دلم میخواد روزی سه چهار بار بیام اینجا بنویسم و تخلیه روحی و روانی بشم و پاشم برم سر زندگیم=)

از طرفی میگم مردم چه گناهی کردن=)

هرکس مشکلات خودش و داره

و حس میکنم نوشتن بی تربیتم میکنه:)

زیاد نوشتن و گله کردن تبدیلم میکنه به یه موجود غرغرومتوقع

همش ریز بشم رو ادما و آنالیزشون کنم

باس سکوت کنم

شاید مطالب رمزدار نوشته بشه

بایدبگم اگه مطلب رمزداری درج شد چیز خاصی نیست

خیلی که دلم پر باشه رمزدار مینویسم😊

دلم میخواد خوشی هامو بنویسم

اما خداوکیلی هربار از خوشیم گفتم چشم خوردم

در لحظه خوشی به غم تبدیل شده

میگم شاید اون هوالی یه ادم ناراحت رد شده و گفته اوخی چقدر این خوشه خوش بحالش منه بدبخت و ببین....

بعد یه مقایسه لحظه ای کنه

و روزگارم بگه عهههههه عدالت و برقرار کنیم

زارت حالت بد میشخ

ناراحتی و میگیم میگن عههههههه منم همینطور یهو حال خوششون خراب میشه

چه کنیم اقا

جوک بذاریم خوبه؟!

دور هم شاد باشیم😂

خوشحال و شاد خندانم قدر دنیارو میدانم

دروغ گفتم قدر دنیارو نمیدانم خوشحال نیستم اما شاد و خندانم

مریضم خودتونید

😊

بقول یه بنده خدا اللهم عجل کل مریض=))


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۶ ، ۲۰:۴۳
آلاء

اینکه میگم میخوام برم و فکر کنم سه بار تصمیم گرفتم از بیان برم

و پست گذاشتم

و اینبار حذف سایت هم زدم فکر کردم بلافاصله حذف میشه

اما بیان هم میدونه ما پای حرفمون نمی ایستیم و احتمال داره پشیمون بشیم فرصت میده دو روز فکر کنیم...

اینطور نیستم که بگم میرم بعد شما بگید نععععععع نروووووووو بعد بگم باشه چون شما میگی

بخوام ناز کنم 

واقعا گاهی فکر میکنی چاره کارت اینه که بری

زندگی سخت شده برام

کانال دارم با دوهزار و خورده ای عضو حذف کردم

اونم حذف نشد نمیدونم چرا

به راحتی دیلت اکانت میکنم

گاهی تلگرام و پاک میکنم بعد چند روز نصب میکنم

از این مدل زندگی کلافه شدم

حس میکنم واقعا عمرم رو به تباهیه

ولی گاهی فکر میکنم ننویسیم جه کنیم

بین رفتن و موندن مرددم واقعا

لغو حذف سایت و زدم

از اینجا هم برم باز پام جای دیگه میلنگه

زندگی کردنم آرزوست

از صمیم قلب بهت میگم

من و ببخش من

خیلی بهت بد میکنم

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۶ ، ۲۳:۵۴
آلاء

هیچوقت اجازه ندید کسی بفهمه شما آدم احساساتی ای هستید

همیشه سرد و خشک و خشن جلوه کنید

هرچی خشک تر باشی کلاست بیشتره

منطقی تر به نظر میرسی

احساساتی ها حرف هاشون و میذارن به پای احساساتشون

نظراتشون 

همه روابطشون هم خیلی حساس تره

اگر دوسه کلمه حرف عادی بزنی ترس دارن که نکنه خطرناک باشی

میترسن واگیر دار باشه مرضتون

بچسبی بهشون و وصله ناجور بشی

و یا میترسن که شروعی باشن برای روابط بعدیت

نمیدونن یه فرد احساساتی که به اینجا رسیده قبل تر از اونها به اندازه کافی ضربه خورده از آدمک های سرد و یخیه شهر

آدم برفی های بی روح

و هیچ بادی نمیلرزونتش دیگه

به کسی برنخوره ....

ما احساساتی ها دیگه احساسی نیستیم



۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۵
آلاء

خیلی دلم میخواد بشینم یه گوشه و شروع کنم به نوشتن

تا یه خودکار میومد دستم هرچی زیر دستم بود وهرچی تو دلم بود روش مینوشتم

مثل همین جمله بندی که اشتباه بود اما مهم نیست( لبخند)

دیگه حس پست گذاشتن هم نیست

حس وبلاگ نویسی

حس هیچی نیست

به زور دارم چندتا کتاب میخونم حسم برگرده...

انگار دل مرده شدم

یا پوست کلفت

مشکلات به شدت بهم هجوم آوردن

حتی مجال فکر کردن و بهم نمیدن

یه حس خوب و یه خواب راحتم آرزوست....

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۰۲:۳۰
آلاء

بسم الله النور

خدایا شب هایی را سپری میکنم که تلخ ترین شب های زندگی ام است

شاید  شبی که قلبم شکست حس کردم تلخ ترین شب بود

ولی حال که عزیزترین کسم روی تخت بیمارستان است 

میفهمم تلخ ترین درد درد عزیزاست

کسی که باهم بزرگشده ایم بهترین یار و یاور و غمخوار و مربی ام بوده اکنون روی تخت بیمارستان

تحت مراقبت های ویژه ی ویژه است

ممنوع الملاقات است

دلم برایش لک زده

دل تنگ لبخندهایش هستم

کسی که دنیا هیچوقت به او لبخند نزد اما کسی اخم او را ندید

طعم تلخ یتیمی را از کودکی کشید 

با هوش سرشاری که داشت کمک خرج خانواده شد

و از بد روزگار با بدترین مردی که در زندگی ام دیدم زندگی کرد

و خرج همسرش راهم داد 

و چه سختی ها که کشید

اما فقط لبخند زد و لبخند زد

حالا همه مان به لبخندهایش نیاز داریم

همه مان منتظریم تا بلند شود و دوباره برایمان الگو و سرمشق شود

خدایا چشم دلمان را روشن کن

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۶ ، ۰۰:۴۱
آلاء

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

شکر خدا که راه سر راهم گذاشتی....

ممنونتم خدا

دعا کنید ثابت قدم باشم

در اسرع وقت خواهم گفت

و پیام های گذشته رو پاک میکنم

اشتباهاتمو....

شاید هم این کارو نکردم...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۵:۳۸
آلاء