یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۷

تجاوز

خواهرمینا یه اکیب سه نفره بودن

خواهرم و یکی از دوستاش منیره که اوضاع مالیشون خوب نبود وفرزند طلاق بود و همسرش هم بیکار بود و خودش کار میکرد و یک فرزند هم داشت و یکی از دوستانشون (سحر)که خیلی خیلی خانمِ هرچی که یه خانم محترم باید داشته باشه ایشون دارن

منیره برای خواهر من کار میکرد(خواهرم یه تولیدی کوچیک داشت)

خواهرم لباس هارو میذاره پیش سحر که منیره بره ازش بگیره

دخترِ سحر خونه بود و بهش میگه برو خونه از دخترم بگیر

منیره که میره جلوی در با آیفون در و باز میکنن میره داخل حیاط که لباس هارو تحویل بگیره شوهر سحر میاد تو حیاط از زندگی بدبختانه منیره که خبر داشت این و میکشونه تو حیاط و در و میبنده نمیگم چطور میکشه که روم نمیشه بگم‌:(

بهش میگه بیا بریم خونه با من بخواب!!!

منیره دست و پاش و گم میکنه سحر یه دختر کوچیک هم داشت میترسه جیغ بزنه بچه بیاد ببینه بترسه

میخواد فرار کنه این اقا یک قسمت از بدنش که باز شرمم میاد بگم و میگیره و میگه یا میای بریم خونه یا یه بلا سرت میارم

اگر به زننم چیزی بگی من میدونم و تو

آبروت و میبرم:(

این میاد به خواهر من میگه طفلی پدر و مادرش که از هم جدا شن برادرهم نداره همسرش هم که اول گفتم چجور مردیِ:(

خلاصه تصمیم میگیرن سحر و با خبر کنن

سحر وقتی فهمید خواست طلاق بگیره ولی اطرافیانش نذاشتن:(

ولی کابوس منیره شده بود همسر سحر:(

امروز خووهرم داشت برای من تعریف میکرد اینهارو

و من از شدت سر درد اومدم اینجا بنویسم تا کمی خالی بشم

ای کاش این اعتماد و به همسراتون بدید که اگر کسی تهدیدشون کرد بتونن بهتون اعتماد کنن و بگن

ای کاش منیره همسر فهمیده ای داشت و باهاش در میون میذاشت موضوع رو،به خواهرم گفته بود هر لحظه جلوی چشممِ شوهر سحر

تو خیابون که راه میرم منتظرم بیاد و خفتم کنه و یه بلایی سرم بیاره:(

نگرانم برای منیره های سرزمینم

اینجا همیشه از بدی های همسرِ بینوای خودم نوشتم:'(

از روز اول بهم گفت هر اتفاقی برات افتاد به خودم بگو و من قضاوتت نمیکنم حمایتت میکنم.اگر تو خیابون کسی بهم تیکه بندازه یا کسی بهم پیام بده و مزاحمم بشه بهش خبر میدم

اون یارو که تو بیان بهم پیام میداد و برام داستان درست کرده بود هم در جریان بود

این اعتماد از اول زندگی بینمون بوده الحمدالله.

حتی بهم گفت خدایی نکرده حتی اگر تجاوزی هم بهت شد به خودم بگو من به پاکی تو ایمان دارم 

این حرف هارو واقعا از صمیم قلب بگید به شریک زندگیتون به دخترتون به خواهرتون بذارزد خیالشون راحت بشه 

تو مجردیم وقتی کسی مزاحمم میشد چهارستون بدنم میلرزید

اگه بابام یا برادرام بفهمن گردن من و میزنن!

مطمئنم اگه اون موقع تعرضی بهم میشد جرات نمیکردم به کسی بگم!تو خودم هر شب هزار بار میمردم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۵
آلاء

نظرات  (۱۵)

۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۴ آقای سر به هوا :)
کاش نمیگفتی:(
ولی این حرف ها یادم میمونه و اگه خدا بهم عمری داد حتما به شریک زندگیم میگم:)
پاسخ:
ببخشید واقعا،سرم داشت منفجر میشد نوشتم کمی سبک شدم
حتما به شریک زندگیتون این اطمینان خاطر و بدید
۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۵ علی ابن الرضا
و لعنة الله على القوم الظالمین
پاسخ:
خدا لعنتشششششش کنه ان شاالله
زنی نصیبش شده که دست کمی از فرشته نداره
وای خدای من چقدر وحشتناک
چی به سر مردممون اومده واقعا...
پاسخ:
بی حیا شدن
این اقایی که گفتم به شدت بی حیاست
معلومه شوهرت خیلی دوسِت داره هااا😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
:)

خانوم دیگه :)))
پاسخ:
واقعا دوسم که داره
یکم اعصابش ضعیف میشه گاهی که پنجاه درصد کرم از خودمه=))

واقعا ناراحت کننده ست ...
کاملا درسته صداقت خیلی اصل مهمیه اما مهم تر از اون اینه که بستر صداقت داشتن فراهم بشه یعنی اجازه بدیم طرف مقابلمون صادق باشه و برخوردمون با صداقتِ طرف مقابل مهمه حالا هرچی باشه هرچه قدر بد
 خیلی موثره در برخورد آینده و خوب این موثره که طرف میبینه بازم میتونه صداقت داشته باشه یانه :)
خوبی آلاء جونم 
پاسخ:
منواقعا سر درد گرفتم از وقتی فهمیدم
خیلی از دوستام گفتن که بهشون تجاوز شده و نتونستن به کسی بگن و شدن یه دخترِ افسرده
واقعا نمیدونم چی باید بگم؟! :( هعی... :(

خدا شما دوتارو واسه هم حفظ کنه ان شاءالله. ؛)
پاسخ:
خدا رحم کنه
ممنونم
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۵۱ مریــــ ـــــم
متنفرم از این‌آدما
متنفر
پاسخ:
واژه ای فراتر از تنفر هست؟
من اونم
من وافعاً اعصابم خرد میشه از این اتفاق ها
پاسخ:
هر ادم سالمی باید ناراحت بشه
چقدر وحشتناک :((
پاسخ:
خیلی
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۲۹ سارا سماواتی منفرد
خیلی تاسف بار هست ... متاسفم  ...
این حرفا را باید فریاد زد . خوب کاری کردی نوشتیش .
از همه بدتر اینه که نتونی با کسی این اتفاقات در میان بگذارند.
من هم هر چیزی را از روز اول با همسرم در میان می گذارم که فکر کنم بهترین کار ممکن هست اینکه به هم اعتماد داشته باشند .
پاسخ:
باید به حال بشریت گریست
انقدر این چند روز شنیدم از این داستان های خیانت......
حتما این کارو بکن
خیلی وقتا دلیل همین نگفتنها شناخت کافی از روحیات همسرشونه
چون میترسه بگه و باعث بشه یا همسرش یه بلایی سر خودش بیاره یا سر اون طرف
ولی واقعا چقدر آدما کثیف شدن:(
پاسخ:
دقیقا شوهر منیره آدمیِ که اگه بهش میگفت قطعا حبسش میکرد تو خونه و اون و متهم میکرد
خیلی کثیف شدن خیلی
شاید باورتون نشه انقدر از این داستان ها شنیدم کم کم داره برام عادی میشه انگار
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۲ قاسم صفایی نژاد
یعنی جنایتش رو انجام داد؟ بچه‌اش خونه نبود؟؟!!!
پاسخ:
نه نتونسته کاری کنه

۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۶ قاسم صفایی نژاد
خب خداروشکر باز هم.
پاسخ:
باز جای شکرش باقیه
من نگران اون بچه هایی ام که با اون پدر تو خونه تنها میمونن
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۱ مجهول الحال :)
چی بگم.
واقعا متاسفم واسه امثال اون مردها.
ان شالله که تو و همسرت خوشبخت و عاقبت بخیر بشین :)
خدا روشکر که تو این زمینه هوات رو داره :) خداروشکر :)
پاسخ:
خیلی نجس شدن بعضی ها
ممنون گلم
اره خداروشکر
۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۶ ام شهرآشوب
آدم اینجور مردا رو که میبینه میخاد شوهر خودشو با همه ی عیوبش بذاره رو سرش حلواحلوا کنه :|
پاسخ:
اره والا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">