یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۰۵ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۰

خدا نیاورد آن روز را

خدا نیاورد روزی را که آدمیزاد در اوج تنهایی، یک چیز متفاوت بخواهد.

اگر "یک نفرِ" در میان روزها و لحظه های تکراری ، وارد زندگیت شود ، خیلی چیزها را بهم میزند.. آن موقع است که فکر میکنی او، همان آدمیست که تا به حال نبود. 

همانی که تفاوت را در زندگی تو ایجاد خواهد کرد.

همانی که قرار بود در اوج تنهایی ، دستانش را بگیری و سرتاسر ولیعصر را قدم بزنی .

 همانی که باران با او ، رنگ و بوی دیگری دارد ، روزها و شب ها با او یک جور دیگرند و الی اخر.. تو ، سعی میکنی تمام نداشته هایت را در او جستجو کنی، و اتفاقا خیلی هایشان را هم پیدا میکنی.. در صورتی که او ، یک آدم کاملا بی ربطِ ، نسبت به توست..

تو قطعا او را به چالش خواهی کشید ، تا بیشتر حساسیت ها و خصلت هایش را بشناسی.

بعد با خودت میگویی دمِ روزگار گرم..این چقدر وصله ی من است.. چقدر خوب که از میان این همه آدم سهم من شد .. تو هیچگاه کمبود هایِ او را نمیبینی.

نمیفهمی که او ، تنها برای چند روز میتواند دنیایت را متفاوت کند و نه بیشتر...

دائما به خودت دروغ میگویی و هر چیزی که در او کم باشد را، به پای حساسیت های بیش از حد خودت میگذاری.

راستش تلخ است این واقعیت،که آدمیزاد در اوج نیازش به کسی، جبران ناپذیرترین اشتباهات را انجام می دهد .

اشتباهاتی مثل یک وابستگیِ بی منطق ، مثل فوران احساساتی که چون آتشفشانی هولناک ، غیر قابل کنترل است.

تا بوده همین بوده .

آدمیزاد همیشه در طلب عشق، خودش را به زمین و زمان می کوبد و خدا نکند که چیزی که عشق نیست را ،بِسان عشق ببیند و عمرش را برای غیر عشق، تباه کند...

اصلا خدا نیاورد روزی را که آدمیزاد در اوج تنهایی، یک چیز متفاوت بخواهد.



۹۷/۰۳/۰۵
آلاء

نظرات  (۱۰)

اوهوم...
پاسخ:
مواظب باشید؛)
اگه در اوج نیاز به کمبود تنهایی و اینا نبود چی ؟
پاسخ:
چی؟
متوجه نشدم؟!
ممنون آلاء جان 
پست خوبی بود 
پاسخ:
خواهش بانو جان
خوبی از خودتونه😌
خیلی خوب بود
پاسخ:
خداروشکر که خوشتون اومد بانو
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خوندم
تو به قلبم “عق ” زدی و من اونو “عشق” می دیدم
تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم
تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم !
پاسخ:
خیییلییی جالب بود
شین اضافه!!!!
خدا کنه خدا نکنه!
پاسخ:
الهی آمین
سلام
از پستتون بوی خوبی نمیاد بزرگوار
خدا نیاورد آن روز را

دعا کنید
پاسخ:
سلام بزرگوار 
از ما گذشت....
عاقبتمون بخیر
:)
پاسخ:
؛)
به دلم نشست ...
حال این روز های من است ...
گاهی یکی بدون اجازه میاد توی دلت 
و هر کار می کنی بیرون نمیره :|
پاسخ:
گوارای دلتان
مراقب دل باشید حیف است
ما مراقب نبودیم ضرر کردیم...
خودت نوشتیش آلاء؟

به دلم نشست
پاسخ:
قربان دلت عزیزدل

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">