یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۷

خاطرات آلا قسمت5

بسم الله 

من که محمد و ندیده بودم

به نظرم یه پسر چهارشونه بود با قد بلند و ته ریش و خوشتیپ...

یه همچین جنتلمنی برای خودم تصور کرده بودم و باهاش صحبت میکردم ،آدم متشخصی بود پشت تلفن:/

از پشت تلفن که نمیشه کسی و شناخت:| ما به درجات عالیه رسیده بودیم و از پشت تلفن طرفمون و شناختیم:|

تعطیلات تابستون بود و رفته بود شهرشون اون ارومیه و من کرج

میگفتم اگه از قیافت بدم بیاد چی؟!

اصرار داشت که ببینمش

برام یه ایمیل ساخت و عکسش و برام ایمیل کرد

با ساره رفتیم کافی نت تا شاهزاده رو ببینیم

وقتی پسورد و وارد کردم و این باکس و باز کردم فقط جفتمون زدیم زیر خنده اصلا به دلم ننشست

خیلی حالم بد شد!!!!

یه ویلن هم گرفته بود دستش محمد نوازنده ویلن بود چیزی که من آرزوش و داشتم:)

خلاصه که زنگ زدم و گفتم اصلا ازت خوشم نیومد:|

کلی تا خونه بهش خندیدیم و به خودم و تصورم خیلی خندیدم!!!!

محمد ول کن نبود

گریه میکرد 

سه شبانه روز زنگ میزد و جوابش و نمیدادم.گفتم بیخیال ،انگیزه دادی بهم منم انگیزه گرفتم ول کن قضیه شو

گفت آلا من عاشقتم!!!!

نمیدونم چطور ندیده عاشقم شده بود!!!!!باورش نداشتم!

گفت بذار یه عکس دیگه بفرستم

چندتا عکس فرستاد

رفتم دیدم ،قابل تحمل تر بودن ...

گفت فرصت بده خودمو بهت ثابت کنم....

کاش هیچوقت فرصت نمیدادم...

ادامه دارد


۹۷/۰۲/۲۳
آلاء

نظرات  (۱۵)

چه هیجان انگیز :))
پاسخ:
:))
روز های هیجان انگیزش در راهه
باید سه ماه گریه میکرد خخخ
خودت رو سرزنش نکن آلاء جان 
پاسخ:
خیلی گریه میکرد:/
هستند کسانی که ندیده عاشق میشن. حداقل یکیشو خودم میشناسم.
خاطراتتون رو چقدر خوب مینویسید. آدمو میخکوب میکنه!
پاسخ:
هستن ولی کمن!
خوب میخونید لطف دارید
قیافه ملاک مهمیه واقعا؟
پاسخ:
من به اون درجه نرسیده بودم که چیزی شیفتم کنه:/
یه دختر17ساله بودم 
اون هم 20سالش بود:/
قیافه مهم نیست اما مهمه که طرف به دلت بشینه یکی زشته اما به دل طرف میشینه
قضیه علف و بز
بعدا با همون بیریختیش عاشقش شدم
جالب شد..
پاسخ:
:)
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۳ آقای سر به هوا :)
نسبت بهدقبلیها هیجانی تر شد!
پاسخ:
:(

۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۱۴ آقای سر به هوا :)
چرا خب؟
پاسخ:
چی چرا؟!
نمیدونم چرا گریه ام میخواد  بگیره اینو خوندم ...
پاسخ:
عههه چرا
روزای گریه دارش مونده:)
باید قسمت های قبل رو بخونم:)
پاسخ:
چهار قسمت داره قبلش
یهو پقی بهش گفتی ازت خوشم نیومد؟؟

اینا که میگن ندیده عاشق شدیم، عاشق نشدن، وابسته شدن
وابستگی با عشق خیلی فرق داره، خیلی هم خطرناکتره
پاسخ:
قضیه اصلا برام جدی نبود
قرار بود اگه خوشم نیومد تموم بشه:|

درسته....
واقعا زدی تو برجکش که خوشم نیومد از قیافه ات!؟من بودم دق میکردم:(
پاسخ:
هیچ علاقه ای نداشتم بهش واقعا:|
اگه کسی به خودم میگفت از قیافت خوشم نیومد دیگه محل نمیذاشتم بهش
گفتم بگم که بره
قسمت بعد کی پخش میشه؟
پاسخ:
پنجشنبه ها:)
۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۵۹ سارا سماواتی منفرد
سلام
چه جالب ...
((:
پاسخ:
سلام گلم
:)
سلام،
چند وقته نیومدم وبتو بخونم:/خوبه که خاطرات به روز شده و دوتاشو با هم خوندم؛))
آخی چقدر اون موقع ها حتی دیدن قیافه بقیه سخت بود :دی
پاسخ:
سلام گلم
خوش اومدی 
اره واقعا =))
۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۰۸ چارلی ‎‌‌‌
اعتماد به نفس آقا محمدم ستودنی بوده ولی D: 
پاسخ:
دقیقا خخخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">