یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۳۴

دارم گریه میکنم

من می نویسم :« دارم گریه می کنم ».

اما تو نمی دانی من چگونه گریه می کنم . اما تو نمی دانی چه می شود که یک آدم گریه کردنش را به یک جمله ی خبری تبدیل می کند. انگار بخواهد بگوید دست هایم بالاست. تسلیم شده ام. بگذار تمام شود. من را نگاه کن ؟! من دارم گریه می کنم. من می نویسم « دارم گریه می کنم» و تو دلت برای دو فعلی بودن جمله ی کوتاهم نمی سوزد.

دلت برای گریه ای که نمی دانی چگونه رخ می دهد نمی سوزد.

نمی دانی پاهایم را توی شکمم جمع کرده ام یا پایین تخت نشسته ام.

نمی دانی محتوای معده ام را توی توالت بالا می اورم یا سیفون را می کشم.

نمی دانی راننده ی تاکسی دو هزار تومن روی کرایه ام می کشد و من توی جیب هایم هزار تومنی های پاره ای دارم که راننده ها توی پاچه ام کرده اند.

تو نمی دانی و دلت نمی سوزد که من رقم های پلاک ماشینت را حفظ کرده بودم و توی شلوغی خیابانی که می دانم هیچ وقت گذرت به آن نمی خورد چشم هایی که هنوز گریه نمی کرد به دنبالت گشته اند.

تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم!

دلت نمی سوزد که توی کیفم ، کیت کت های له شده و خرده کاغذ های مچاله پیدا کرده بودی.

من می نویسم « دارم گریه می کنم» و جوری زیر گریه می زنم که انگار اخرین بار است.

انگار اخرین فرصت گریه کردن است. انگار باید این مایع تلخی لعنتی ای که توی گلویم می دود برای همیشه تمام شود.

من گریه می کنم و تو نمی دانی گفتنِ « دارم گریه می کنم» چه قدر غصه دار است، که هیچکس بعد از گفتن این حرف، دیگر نمی تواند جلوی آدمش در آید!

نمی تواند روی پاهایش بایستد، نمی تواند خنده های بلند بزند و صدایش نلرزیده باشد، نمی تواند دست هایش را بدهد، بدون آنکه از پا پس کشیدن نترسیده باشد.

« دارم گریه می کنم » جمله ی خطرناکی ست. تو دست هایت را به نشانه ی تسلیم روی تاچر تلفن همراهت می بری و اعتراف می کنی.

بعد از ان آدم ها حق دارند رفته باشند، حق دارند که خودشان را از زیر مسؤلیت گریه های تو فراری دهند، حق دارند دستمال های کلینیکسشان را برای ماتیک های زن های دیگری کنار بگذارند و رد اشک هایت را نبینند.

من می نویسم « دارم گریه می کنم» اما تو نمی دانی که چطور؟!… نمی دانی اشک هایم کجا پرت می شوند.. تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم .

من می نویسم «دارم گریه می کنم» و بعد از آن، چشم هایی دارم که از دست داده اند.که دیگر بی تفاوتند! به همه چیز


۹۷/۰۱/۰۸
آلاء

نظرات  (۷)

آلا چی شده آبجی خوبی؟؟ نگرانت شدم چی شده؟
پاسخ:
یکم ناکوک شده دل
خوب میشه
سلام مومن
مضمون را متوجه نشدیم
خدا سلامتی دهد و صبر اگر برای خودتان است
اما اگر متن ادبی است خوب بود
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام
صبر بده ان شاالله
ممنون
:((
پاسخ:
:'(
یعنی چی ناکوک شده؟
یعنی همین جوری؟
الا چیزی شده ابجی؟
پاسخ:
بهترشدم گلم
ایشالا گریه هاتون همیشه از شوق باشه نه غم
متن عاااااالی بود
پاسخ:
ان ششششششششششششاالله
ممنون
چرا این قدر این متن خوب بود؟انگاری حال منو نوشتی.

خوب باشی همیشه:))
پاسخ:
الهی....
حال دلت خوش رفیق
الهییی:(
پاسخ:
فدات بشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">