یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

یک مشت خط

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

درباره بلاگ

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۵۷

مادر

زنگ زدم مامانم 

بمیرم برای مامان ها....

غصه داره تک تکمونه....

میگم از مارال چه خبر شروع میکنه...

آوا.....

حسام.....چه دلی پری از حسام داره....

روش نشد به من چیزی بگه میدونم چقدر غصه منو میخوری...

مگه تو چند نفری مامان:(

هوای مامان هارو داشته باشیم

۹۶/۱۱/۱۰
آلاء

نظرات  (۷)

خدا همه ی مامانارو حفظ کنه.💜🙏
پاسخ:
الهی آمین...
خدا مواظبشونه ماها داریم ذره ذره آبشون میکنیم...
سر ببالین عدم بازنه ای نرگس مست 
که ز خواب سحر آن نرگس شهلا برخاست .

سعدی

پاسخ:
به به...
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۴ بنت شهرآشوب
شما مامان نشدی هنوز؟
پاسخ:
نه هنوز اونقدر روحم بزرگ نشده:(
آره واقعا ...
مامانا بدرستی دارن ذره ذره فدای زندگی میکنن خودشون رو
پاسخ:
اره حیف...
مامانا تنها چیزی ان که از اون روزا موندن و هیچ تغییری نکردن:(
خدا حفظشون کنه
واقعا مامان ها چند نفرن:(
پاسخ:
مامان من که دنیامه...
میترسم از صبحی که زنگ بزنم و گوشیش و جواب نده

۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۳۲ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
مادر

از همه‌ی ما ضعیف تر بود 

نه بخاطر غصه‌های مشترکمان

 بلکه بخاطر 

غصه‌های خصوصیِ 

هر کدام از ما که خورده بود.. .

.

.

.

این متن رو چند روز پیش، مامان از تلگرام برام فرستاد :(


  
پاسخ:
الهی بگردم...
مامان من تلگرام نداره همیشه وقتی سرمون تو گوشیه دست به سینه به هممون نگاه میکنه
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۲۷ فاطمه لاله دشتی
الهی
انشالله همیشه سلامت باشن
پاسخ:
ممنون نازنینم
همچنین مادرشما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">