دلنوشت های یک دلداده

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

دلنوشت های یک دلداده

گاهی دل نوشت های یک مجنون میتواند خواندنی باشد

به قلبم معذرت خواهی بسیاری بدهکارم !
بخاطر تمام روزهایی که :
گرفت
شکست
تنگ شد ،
و کاری از دست من بر نمی‌آمد ...!

👤 من و ببخش من

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

آرامش

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۵ ق.ظ

اصولا هممون دنبال آرامشیم...

اما خیلی وقت ها خلافش عمل میکنیم...

تو تلگرام یه گروه درست کردم که همه دوستای دبیرستانمو جمع کردم...

یه گروه16_17نفره

بچه های ریاضی

از اول هم گفتم گروه و سیاسی نکنید

از غذاهاتونم عکس نذارید!

خیلی بی فرهنگیه واقعا...

از سفره عکس گذاشتن رسید به عکس شخصی و عروسی و بوس کردن و خدا بداد برسه دیگه....

از اونجایی که ماها شعور نداریم شور همه جی و در میاریم.

زلزله اومد

شب بچه ها کلی جوک فرستادن!

صبح هم همینطور....

راستش من هر وقت شب زود میخوابم یه اتفاق مهم تو کشور میفته!

آخرین باری که زود خوابیدم روحانی رئیس جمهور شد!

باور نکردنی ترین اتفاق زندگیم!

فکر نمیکردم مردم دوباره بهش اعتماد کنن

اه

من و چه به سیاست!

خلاصه که وقتی با صدای شبکه خبر بیدار شدم شوکه شدم

نمیخواستم باور کنم

مثل صبح پلاسکو بود

مزه زهرمار میداد صبح!

تبلت و گرفتم دستم و نت و روشن کردم

دیدم کلی جوک فرستادن ناراحت شدم و گفتم چطور میتونن این جوک هارو بسازن؟!

اگه عزیزای خودشونم بودن انقدر راحت میخندیدن؟!

خلاصه دیری نگذشت که عکس پروفایل همه تغییر کرد

پیام ها شکلش عوض شد

همه به مسکن مهر گیر دادن و باز دولت ماقبل مقصر شد

پیام ها اومد اومد

سکوت کردیم

قبلا گفتم من طرفدار موسوی بودم و به موسوی رای داده بودم دوره  قبل

گفتم الان مسئله کشور مسکن مهر نیست

یهو ریختن سرم که گروه و سیاسی نکن!!!!!!

منم عصبی شدم گفتم مگه سیاسی گفتم؟!

میگم مدیریت بحران ضعیفه

یکی گفت دولت شما مسکن مهر و ساخته

گفتم مگه من و شما داریم؟

گفت اگه روحانیه بدبخت ساخته بود خوده تو اولین نفر گلوت و جر میدادی؟!

سکوت

سکوت

گفتم حرفم اینه الان بجای اینکه فکر عزیزان زیراوار باشیم فکر جناحیم

خدایی دم ارتش و سپاه گرم که واینستادن یه اتفاق عظیم بیفته و مردم بمیرن و برن وعده وام بدن برگردن

خودشون و شبانه رسوندن

خدایی اگه اینا نبودن....

آرامش و امنیتمون و مدیون این شیرمردانیم...

از گروه رفتم و برگردوندم و چهارتا حرف درشت نثار همشون کردم 

تا دیروز منم مث خودشون بودم دور هم میشستیم به ایران و رهبر فحش میدادیم...

تصمیم میگرفتیم بورسیه آمریکا بشیم

تصمیم داشتیم پناهنده بشیم

اون موقع دوسم داشتن

حالا که فقط تو کل کشور رهبر و قبول دارم ننیتونن تحملم کنن!!!!!

حالا که یکم از نظر حجاب جمع و جور تر شدم نمیتونن تحملم کنن!

میگم افراطیم

میگن متعصبم

بقول محیا ماها کمیم ....

خلاصه که برای آرامش هرچه بیشترم زدم تلگرام و اینستاگرام و پاک کردم اخبار و شایعات و دعواها به گوشم نرسه

الانم همه چی آرومه من چقدر خوشبختم....

پ ن:

میخواستم چیز دیگه بنویسم بحث رسید به اینجا خخخخ

۹۶/۰۸/۲۵
آلاء

نظرات  (۳)

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

 

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

 

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

منم سعی می کنم خیلی تو اینجور فضاها نباشم... ان شاء الله اونا هم نظرشون عوض می شه و به اشتباهشون پی می برن .
پاسخ:
منم تصمیم دارم به کل برم
سلام علیکم
خوب توی این فضاها بودن سواد تحلیلی میخواد
تشخیص دادن دروغ و غیر دروغ
و ...

متاسفانه شایعات و دروغ خیلی زیاده
این معاندین داخلی و دشمن های خارجی هم که دست بردار نیستند
پاسخ:
تصمیم گرفتم سکوت کنم فقط.
همه اطرافیانم دنبال باطلن یا باید با اونها باشم
یا مقابلشون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">